اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

با تأکید بر مکتب علامه طهرانی

14341
سال 1424
نسخه عربی

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

9
  • اتفاقاً با اینکه به این بنده‌خدا گفتم نگو! گفت: نه [نمی‌گویم ولی] وقتی دوتا شد، دید که نمی‌تواند [جلوی خودش را بگیرد]؛ از شخصی یک قضیّه گفت و از فردی [قضیۀ دیگر]، اتفاقاً هر دو قضیه‌اش هم درست است؛ یعنی دو قضیّۀ خِلاف [که اتفاق افتاده و] تأیید می‌کند همان افکار ما را نسبت به بعضی از مسائلِ [سابق که از آن فرد متخلّف می‌دانستیم و این خِلاف] عیناً همان است [که از آن شخص توقع می‌رفت]؛ یعنی هیچ تفاوت نمی‌کند.

  • اما حالا [اگر] این مطلب به گوشمان نمی‌رسید بهتر نبود؟! البتّه حالاکه دیگر همۀ این مطالب گذشته و دیگر پروندۀ اینها بسته شده است؛ ولی انسان دوباره بخواهد به آن جریانات و مسائل برگردد، این عقب‌گرد است دیگر دائماً انسان بخواهد عقب‌گرد کند [صحیح نیست].

  • تأکید بزرگان بر کتمان و حمل بر صحت کردن عیوب دیگران

  • لذا اولیاء خدا همیشه به افراد دستور به کتمان می‌دادند: «اگر مطلبی از کسی دیدید در نظر نیاورید، مسئله‌ای را دیدید حمل بر صحت کنید، حرفی را شنیدید نزد خودتان باشد! چون تمام آفت‌هایی که در مسیر هدایت برای انسان پیدا می‌شود، از این قضیّه نشئت می‌گیرد.» و نسبت به این مطلب ما إلی‌ماشاءاللَه تجربه داریم. اصلاً یک عده بی‌کار و بی‌عار و بی‌ارزش، دنبال این هستند که دائماً حرف درست کنند.

  • در همان سنوات قبل، یک روز من در منزل مرحوم آقا نشسته بودم، دیدم یک شخص طلبه‌ای آمد، گفت: آقا! من می‌خواهم از یک شخص، راجع به قضیه‌ای که در مورد شما گفته است، مطلبی نقل کنم. گفتم: این مطلب انتقاد است یا مدح و تمجید و تحسین؟ گفت: انتقاد است (از یک شخص که حرفی زده است). گفتم: شما چه درسی می‌خوانید؟ گفت: من الآن مشغول مُطوَّل هستم و مُغنی هم می‌خوانم، به‌اضافۀ منطق. گفتم: «احسنت! احسنت!» یک شعر از او سؤال کردم: بگو ببینم این شعر معنایش چیست؟

  • قد أصبحَت أُمُّ الخیارِ تَدَّعی***عَلیَّ ذنبًا کُلُّهُ لم أصنَع