اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

14295
سال 1423

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

10
  • چند مرتبه منِ آقا سید محمد حسین با تو صحبت کردم؟ چند مرتبه من شفاعت کردم؟ چند مرتبه وساطت کردم؟ چند سال به تو گفتم مؤدّب باش؟ چند سال به تو گفتم رعایت کن؟ چند سال به تو گفتم؟ بالأخره یک روز تمام می‌شود بابا تا کی یعنی؟ چقدر گفتم که صبر خدا حدّی دارد؟ غیرت خدا خلاصه اجازه نمی‌دهد انسان به این نحو و به این وضعیت بخواهد با استادش برخورد بکند؟ چقدر من این مطالب را گفتم؟ یک خورده خوب می‌شدی دوباره پانزده روز دیگر شروع می‌کردی یک خورده خوب می‌شدی دوباره یک ماه بعد شروع می‌کردی! هان؟ تا اینکه بالأخره کاری که نباید بشود شد و آقای حداد دیگر قلبشان او را راه نداد و تمام شد دیگر، تمام، دیگر تمام. یعنی وقتی که آن از قلب می‌آید بیرون، دیگر از زمین و آسمان دیگر می‌ریزد، می‌ریزد دیگر، دیگر کارش تمام است. آن موقع‌ها هنوز از قلب نیامده بود قضیه بیرون، الآن دیگر آمده بیرون، وقتی که دیگر آمده است بیرون، دیگر نمی‌شود کاریش کرد. مگر یک معجزه‌ای بشود آن دیگر دست افراد دیگر مثل آقای آقا سید محمد حسین نیست قضیه، الآن دیگر مطلب با آن موقع تفاوت کرده است.

  • این را می‌گویند روی مبنا حرکت کردن این را می‌گویند روی مکتب حرکت کردن. مکتب را بر فرد ترجیح دادن مکتب را بر شخص ترجیح دادن، این را می‌گویند. حالا این این باشد یا کس دیگر باشد دیگر تفاوتی در این قضیه نمی‌کند ولی مردم این‌طور نیستند مردم اول شخص را در نظر می‌گیرند آخر مکتب را. اهل خدا و اهل توحید وقتی که نظر می‌کنند اوّل به او نظر می‌کنند که خلاصه او چه تقدیری‌ در این وضعیت گرفته است و چه اراده‌ای را در اینجا اتّخاذ کرده است نظر را روی او می‌برند وقتی که نظر روی او رفت دل آرام می‌شود نفس آرام می‌شود نفس به اطمینان می‌رسد بعد آن وقت حالا می‌بیند خب تکلیفمان آنجا چه است چه‌کار کنیم؟