احکام شرکت
4اگر از آنها بپرسیم: «کجای این زمین مال شماست؟» نمیدانند؛ چون جای مشخّص ندارند. شما در هر وَجَب از این زمین که دست بگذارید، آن وجب به شش سهم تقسیم میشود؛ یک حق برای این دختر و یکی برای دختر دیگر، دو تا حق برای این پسر و دو تا برای پسر دیگر. اصلاً شما از یک وجب هم کمتر دست بگذارید باز هم به شش سهم تقسیم میشود. این معنای مِلک مُشاع است که اگر بهواسطۀ ارث، دَین، عین، منفعت و یا حقّی به ورثه منتقل شد، ورثه به حساب سهام خودشان بالإشاعه و بالإشتراک در آن ارث شریک میشوند.
شرکت به سبب حیازت یا عقد تشریک
سوّم: یک قسم از اسباب شرکت، حیازت است. اگر کسی مباحاتِ اولیّه را حیازت کند مالک میشود. مثلاً برود در جنگلهایی که مالک ندارد، یا در ته درّهها که درخت خود به خود میروید، یا برفراز کوهها یا در نیزارها که مالکش امام علیه السّلام است و به اذن امام میتواند حیازت کند و مالک بشود، اگر درختهایی را که در آنجاست بکَند، مالک میشود. اگر دو نفر یا چهار نفر با یکدیگر رفتند و یکی از این درختهایی را که مباح است و مالک هم ندارد کَندند، چهار نفری بالإشتراک در آن درخت مالک میشوند و سبب این ملکیّتِ بالإشاعه به شرکت، حیازت است.
آب رودخانه و آب دریا برای خداست و مالک شخصی ندارد؛ اگر کسی رفت و کوزۀ خود را از آن پُر کرد، او این آب را حیازت کرده و مالک آن آبی میشود که خودش پُر کرده است. حالا اگر دو نفر با هم تشریک مساعی کردند و بالإشتراک مَشکی را پُر کردند، این آبی که در مَشک است بالشّرکه مال هر دو نفر است؛ چون هر دو با یکدیگر در ملکیّت و حیازت کردن این مال سهم دارند. این هم یکی از اسباب شرکت است.
چهارم: یکی از اسباب شرکت، عقد تشریک است. عقد تشریک این است که کسی به دیگری بگوید: «من شما را در مال خودم شریک قرار دادم» و او هم قبول کند. بهمجرّد اینکه این عقد بسته شد، او در مال شما شریک میشود، به هر مقداری که شما او را شریک میکنید؛ یکوقت او را در تمام اموالتان شریک میکنید، یکوقت در منزلتان شریک میکنید و یکوقت در فرشتان شریک میکنید. یکوقت شرکت نصف به نصف است، یکوقت ثلث به ثلثین است، یکوقت ارباعاً است یعنی رُبع و سه رُبع است، و یکوقت اعشاراً است یعنی یکدهُم و نُهدهُم است.

