احکام شرکت
3و همچنین شرکت در حق این است که مثلاً اگر دو نفر آن حقوقی را که قابل انتقال است بالإشتراک خریدند یا مصالحه کردند، بالإشتراک مالک آن حق میشوند.
شرکت به سبب معاملات یا ارث
حالا آن اسبابی که موجب میشود دو نفر یا بیشتر در مالی، یا در منفعتی، یا در حقّی و یا در دَینی شرکت پیدا کنند، چند چیز است:
اوّل: معاملات است. دو نفر بهواسطۀ معاملۀ هِبه، معاملۀ صلح، معاملۀ خرید و فروش، مالک یک چیزی میشوند.
دو رفیق با هم دارند حرکت میکنند، میبینند که شخصی یک عدد قالی روی دوشش انداخته و دارد میفروشد. هر دو با هم میگویند: «این قالی را به ما میفروشی؟» میگوید: «بله.» قالی را معامله میکنند. این قالی در معاملۀ با او بالإشتراک مِلک این دو نفر میشود.
دوّم: قِسم دوّم، ارث است. مالی را که شخص متوفّا از خود باقی میگذارد، به ورثۀ او ـ در هر طبقهای که هستند ـ به ارث میرسد. البتّه در طبقۀ اوّل، اولاد و پدر و مادر هستند و در طبقۀ دوّم، برادران و اجداد هستند و در طبقۀ سوّم، داییها و عموها هستند.
اگر کسی از دنیا رفت و ارث او به وُرّاث رسید ـ حالا در هر طبقهای که بوده باشند ـ آن ورّاثی که در آن طبقه هستند بالإشتراک و بالإشاعه به حساب سهام خودشان، مالک آن ملک متوفّا میشوند.
مثلاً فرض کنید زمینی است که مال کسی است، این شخص از دنیا میرود و فقط دو پسر و دو دختر دارد و کس دیگری را هم ندارد؛ بهمجرّد اینکه از دنیا رفت و طلبهایی را که داشت وصول کردند و بدهیها را دادند و به وصیّتش درصورتیکه بیشتر از ثلث نباشد عمل کردند، بقیّۀ مال برای این چهار نفر است. دو تا پسر دارد و دو تا دختر، هر پسر دو حق میبَرد؛ دو پسر میشود چهار حق؛ و هر دختر یک حق میبَرد، دو حق هم برای دختران؛ مجموعاً شش حق میشود. این زمین الآن به شش قسمت و سهمِ مُشاع تقسیم میشود؛ هر دختر یک ششم از این زمین را بالإشاعه مالک است و هر پسری دو ششم، یعنی یک سوّم و یک ثُلث.

