احکام شرکت
7امّا اگر آن دانهها خیلی ریز نباشند مثل دانۀ گندم و دانۀ نخود و عدس و امثال اینها و با یکدیگر مخلوط شوند، در اینجا شرکت واقعی پیدا نمیشود، بلکه شرکت ظاهری است؛ چون نمیتوانند از هم جدا کنند. مثلاً کسی که یک خروار گندمش با یک خروار گندم رفیقش مخلوط شده است، دیگر نمیتواند آنها را جدا کند؛ چون گندمهای او مشخّص نیست تا اینکه جدا کند یا اگر هم مشخص باشد، بهاندازهای مشکل است که چهبسا افرادی برای اینکه این دانهها را از دانۀ رفیقشان جدا کنند، از اصل مال میگذرند! چه کسی میتواند بنشیند و یک خروار گندم سفید را که با یک خروار گندم زرد مخلوط شده است، دانه دانه از هم جدا کند؟! اینجا هم شرکت پیدا میشود، منتها شرکت واقعی نیست بلکه شرکت ظاهری است.
اینها همه مِثلیّات هستند. مِثلی: یعنی آن چیزی که در خارج مِثل دارد؛ گندم، جو، آبلیمو، آبغوره و سرکه، اینها همه مثل دارند، لذا مِثلی میگویند.
شرکت به سبب امتزاج در اجناسِ قیمی
امّا آن چیزهایی که مِثلش در خارج نیست بلکه شبیهش وجود دارد، مثل گوسفند، شتر، گاو و اسب، اینها را اجناسِ قیمی میگویند؛ اگر کسی یکی از اینها را برداشت و تلف کرد، آنچه که به عهدۀ او میآید قیمتِ آن است، نه مثل او.
اگر کسی یک مال قیمی داشت و با مال قیمیِ رفیقش مخلوط شد، مثلاً این شخص دو گوسفند دارد و آن شخص هم دو گوسفند دارد که علامت مشخّصی ندارند و با یکدیگر مخلوط شدهاند بهطوریکه طرفین اصلاً مال خود را نمیشناسند، یا این گلّۀ گوسفند با آن گلّۀ گوسفند مخلوط شد بهطوریکه صاحبان گلّه نمیتوانند جدا کنند؛ در اینجا شرکت پیدا نمیشود، بلکه هر کدام مالک مال خود هستند. آنوقت باید با هم مصالحه کنند و اگر به مصالحه حاضر نشدند، باید قرعه بکِشند و هر کدام از آنها مالِ خود را با قرعه معیّن کنند.

