اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
17امیدواریم که خدای متعال حقایق توحیدی را در وجود ما محقق کند و غیر از خودش را در مخیّلۀ ما قرار ندهد و هرچه از این زنگارها و تعلّقات در وجود ما باقی است فقط و فقط و فقط به لطف خودش و الاّ اگر قرار باشد بر اختیار خود و توکل به خود به قول امروزیها اعتماد به نفس باید باشیم حالا همینطوری بله، نه خدایا ما صاف داریم لُری به تو میگوییم نه اعتماد به نفس داریم نه از ما کاری برمیآید صاف بی رودرواسی هیچ کاری از ما برنمیآید هیچ کاری برنمیآید نه اعتماد به نفس داریم نه کاری از ما برمیآید هیچی هم بلد نیستیم لُر لُر محض هیچی این مسئله لُر تصور نشود از باب آن صفا و این خصوصیّاتی که خب علی کل حال گاهی اوقات اینها میروند و زودتر خواستشان را میگیرند دیگر، میگویند:
موسیا آداب دانان دیگرند *** سوخته جان و روانان دیگرند1 گاهی اوقات انسان لُری برود زودتر خلاصه مطلب میرسد به مسئله حل میشود بله؟! ما هیچی نمیدانیم نه میدانیم و نه میتوانیم و نه قدرت داریم و نه شناخت داریم هیچی نداریم ولی همین قدر میدانیم ناقصیم و جاهلیم و همانطوریکه امام سجاد میفرماید وثوق به تو هم داریم البتّه نه وثوقی که حضرت دارد نه بابا جان! کجا آن...؟ حدّاقل در حدّ خودمان وعدۀ تو را صادق پنداشتیم و ایمان به توحید تو در حدّ خود داریم و یقین ما به معرفت تو، اینکه پروردگاری غیر از تو نیست مقداری از این مسئله هم در ما هست تو به بزرگی خود بر ما ببخشای و مجاز ما را تبدیل به حقیقت بگردان!
اللَهمّ صل علی محمد و آلمحمد
- . مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 36.

