اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت

14008
سال 1423

اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت

11
  • یا اینکه قضیه‌ای داریم راجع به یکی از اصحاب امام باقر علیه السّلام، از اصحاب حضرت، ابی‌بصیر است ظاهراً یا أبان تردید دارم که آمد خدمت حضرت و گفت: یابن رسول‌الله من می‌خواهم شما مرا به حقیقت توحید آشنا کنید یعنی از سرّ توحید از اسرار به من خلاصه....، حضرت فرمودند تحمّل نداری گفت نه نمی‌شود فایده‌ای ندارد حضرت فرمودند: بسیار خوب. بعد یک‌مرتبه حضرت دستشان را گذاشتند در روی زمین این شخص احساس کرد نور رفت تاریکی کم‌کم آمد آمد آمد این تاریکی درون او را گرفت او را در فشار قرار داد دارد قرار می‌دهد استخوان‌های این دارد خُورد می‌شود. گفت: نه یابن رسول‌الله غلط کردم! غلط.... حضرت دستشان را برداشتند همه چیز به حال خودش برگشت.1

  • و یا نظیرش، مرحوم آقا در کتاب توحید علمی و عینی ظاهراً در آنجا باید باشد دیگر، در احوالات مرحوم آقا سید احمد،در قضیّه یا در معاد است یا در توحید علمی و عینی در قضیّۀ حاج محمد تقی آملی که ایشان در مسجد سهله چهل شب چهارشنبه را برای ملاقات حضرت بقیّةالله ارواحنا فداه بیتوته کردند بعد در آن شب آخر یک مرتبه احساس کردند یک نوری دارد می‌آید که عبارت از همان وجود حضرت بود و آمد ایشان را گرفت و در خود فرو برد و چنان در تنگنا قرار داد تمام وجود ایشان را و تمام شراشر وجود ایشان را در فشار آن انوار قاهرۀ خودش گرفت که آن آقای آملی حضرت را به اسماء جمالیّه و جلالیه پروردگار قسم دادند که رها کنند ول کنند.2اصلا بابا نخواستیم این ملاقات را، این ملاقاتی که کارمان را به اینجا بکشاند و در به داغانمان بکند ما امام زمان با لطافت و با ملایمت و با ناز و نوازش می‌خواهیم، این امام زمان که دارد ما را خُرد می‌کند، این وجود ما را.... ما این امام زمان را.... حضرت هم ولش کرد.

    1. مناقب آل ابی‌طالب علیهم السّلام (لابن شهرآشوب)، ج 4، ص 245: مَعْرِفَةِ الرِّجَالِ عَنْ أَبِی‌عُمَرَ الْکَشِّیِّ قَالَ عمّار السَّابَاطِیُّ لِأَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام: جُعِلْتُ‌فِدَاکَ أُحِبُّ أَنْ تُخْبِرَنِی بِاسْمِ الله عَزَّ وَ جَلَّ الْأَعْظَمِ. فَقَالَ لِی: إِنَّکَ لَا تَقْوَی عَلَی ذَلِکَ. فَلَمَّا أَلْحَحْتُ عَلَیْهِ قَالَ فَمَکَانَکَ إِذاً ثُمَّ قَامَ فَدَخَلَ الْبَیْتَ هُنَیْهَةً ثُمَّ صَاحَ بِی ادْخُلْ فَدَخَلْتُ فَقَالَ لِی مَا ذَلِکَ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی بِهِ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی الْأَرْضِ فَنَظَرْتُ إِلَی الْبَیْتِ یَدُورُ بِی وَ أَخَذَنِی امر عَظِیمٌ کِدْتُ أَهْلِکُ فَصِحْتُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ حَسْبِی لَا أُرِیدُ ذَا.
    2. مطلع انوار، ج 3، ص 440: کیفیت ملاقات آقا شیخ محمّدتقی آملی با امام زمان علیه السّلام‌.