استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
20یک شب یک شخصی ما در همان منزل سابق بودیم از این مسائل خب برای همه اتّفاق میافتد یک شخصی از افراد تلفن کرد آقا فلان قضیه پیدا شده اتّفاق افتاده مشکلی است نیاز به یک مسئلهای است و اینها و چون قرار بوده در یک مورد یک مساعدتی بشود من به ایشان قول مساعد دادم بسیار خب شما فردا این را مثلًا در نظر داشته باشید این مسئله انجام خواهد شد وقتی که تلفن قطع شد من گفتم به چه دلیلی و به چه حجّتی تو به این قول مساعد دادی؟ بر اساس اینکه او این کار را کرد اگر آمد و این انجام نشد تو چه میکنی؟ گفتم عجب! چه اشتباهی کردیم گفتیم خدایا ما توبه میکنیم ما بیخود کردیم برداشتیم به آن گفتیم فلان! آقا فردا سر موعد شد آن شخصی که قرار بود این کار را انجام بدهد نیآمد نیامد نیامد تا الآن هم نیامده، سر وقت یک مرتبه ما دیدیم آقا در زدند، در زدند یکدفعه دیدیم یک شخصی آمده از افرادی که خیلی سال ..... سلام علیکم، آقا این فلان مبلغ بوده ما به پدر شما بدهکار بودیم بفرمایید شما بگیرید، دیدم عین همان مقداری است که من دیشب به او گفتم بیا بگیر، التفات میکنید، این چیست قضیه؟ این ربط را در عالم نشان نمیدهد؟ من همانجا در بسته گذاشتم روی تاقچه، تا آمد گفتم بفرمایید یک قِران کم و زیاد نیست یک ریال حتی.
چرا ما باید اعتماد کنیم به همین مقدار حتی در امر خیر؟ یک امر خیر بود دیگر، اینکه دیگر چیز نبود. خدا میگوید هان! تو داری در همین امر به غیر من اعتماد میکنی؟ خیلی خب تا همین الآن هم که با شما صحبت میکنم نیامده، همان که به ما قول داده، قولهای اکید حتماً حتماً صددرصد فلان یکدفعه از یک جا دیگر و برای همه هم اتّفاق میافتد فقط به من؛ لذا میگوید: نمک غذایت را هم از من بخواه نه از کسی غیر از من، نمک غذایت را هم فقط از من بخواه.1 من میتوانم درست کنم اما اگر از کسی دیگر بخواهی میپیچانمت، میپیچانم! بالا و پایین و چی؟ نخواهد شد این مسئله درست است این مسئله واقعیت دارد.
- الجواهر السنية فى الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، ص ١٤٦: يَا مُوسَى سَلْنِى كُلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَيْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِكَ وَ مِلْحَ عَجِينِك؛ اى موسى، هر چيزى كه بدان نيازمندى را فقط از من بخواه! حتى علف گوسفندان و نمك خميرت را از من.

