استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
19پس عبادت ما، راز و نیاز ما قرآن ما مراقبهی ما، مالِ چیست؟ مال این است که این وجود به کمال برسد یا مال اینکه مزرعه آب پیدا بکند؟ مال این است که این وجود درست بشود یا باغ میوهاش بفروش برسد؟ مال این است که این نفس از انانیت و تعلّقات به این دنیا بیرون بیاید یا اینکه موتور کارخانه به راه بیافتد و جنسها درست بشود؟ مال کدام است؟ خیلی گم کردیم راه را و خیلی به بیراهه زدیم از خود غفلت کردیم و به غیر خود پرداختیم از خود، که اکسیر حیات همان نفس وجود خود است غافل شدیم و به خَر مهره و خَزَف دست یازیدیم این مال چیست؟ این مال غفلت است پردهی غفلت است.
اینجاست که ما به نکتهی امام سجّاد میرسیم که وقتی حضرت میفرماید، وقدْ قَصْدَتُ الیک بطلبتی، منظور از طلب چیست؟ وقت میرسد بگوییم یا نه؟ حضرت که میفرماید من تو را طلب کردم چه منظور حضرت بوده از این طلب؟ من طلب کردم تو را که بدنم را صحیح کنی؟ مزرعهی مرا آباد کنی؟ خانهی مرا آباد کنی؟ بر زن و فرزندانم بیافزایی؟ بر مال و شوکتم اضافه کنی؟ بر ریاست و مرید و اینها هر روز افزون نمایی؟ این است؟ یا آن طلبی که امام سجّاد میفرماید آن طلب چیز دیگر است؟ حاجتی که حضرت میفرماید وتَوَجَّهْتُ الَیک بحاجَتى آن حاجت ماورای این مسائل است و استغاثه برای چیست؟ وجَعَلتُ بِک اسْتغاثَتتى من استغاثه .... حضرت سجّاد میآید استغاثه کند برای مال دنیا؟ حیف! حضرت سجّاد میآید استغاثه کند برای امور دنیا؟ استغاثه باید آنهایی بکنند که سر در لاک خود فرو بردند و غیر از دنیا و اعتباریات و بگیر و ببند و مال و ریاست و شهرت، هیچ چیز حالیشان نیست اینها باید بیایند استغاثه کنند و دریوزگی را به درگاه دریوزگان ببرند مانند خود. امام سجاد از این استغاثه چه چیزی را اراده میکند و مراد او چیست؟ و از طلب حاجت همان را که به خودش برمیگردد به ذات خودش برمیگردد همان را که به آن مسئلهی وجودی خودش برمیگردد، جدای از مطالب دیگر، جدای از چیزهای دیگر جدای از حاجات دیگر جدای از .... گرچه داریم همه چیز را باید از خدا خواست خطاب رسید از جانب پروردگار به حضرت موسی علیهالسّلام که نمک طعام خودت را هم باید از من بخواهی امّا این عین همان حاجت، استغاثه مربوط به خود است فرقی نمیکند کسی که توجّه میکند به سوی او دیگر غیر از او را نباید ببیند دیگر غیر او را نباید ببیند.

