استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
16التماس دعای جدّی، آن التماس دعایی است که طرف خودش پی قضیه را گرفته باشد بعد به آدم میگوید آقا التماس دعا داریم یعنی خودم دنبال قضیه هستم احتیاج به کمک دارم احتیاج به یاری دارم شما هم که میروید در آنجا بگو. آقا میروی آنجا زیر ناودان التماس دعا داریم آقا میروید آنجا ما را هم دعا کن آقا میروی آنجا دعا کن آنجا دعا کن، نه آقا هیچ کدامتان را دعا نمیکنیم بیخود معطّل نکن، چه دعایی؟ یا آدم میرود آنجا میگوید خدا هر کس گفته التماس دعا حاجتش را بده دیگر، همین، بیش از [این نه!] امّا آن التماس دعایی که به جان بنشیند آن خواست و تعلّقی است که هیچ وقت هم از بین نمیرود باقی میماند ما در التماس دعا به خدا گفتنمان دروغ میگویم، رودرواسی نداریم، دروغ داریم میگوییم، خدایا ما را به بهشت ببر خدایا ما را از این رذایل پاک کن خدایا اینجور کن! خودت چهکار کردی که حالا میگویی خدایا؟ منتظری که او بکند او هم نشسته سر جایش میگوید اینقدر بگو تا جانت درآید اینقدر بگو تا زبانت خشک شود تو چه کار کردی؟ تو دوتا قدم برداشتی؟ دوتا مجاهده کردی؟ دوتا مراقبه کردی؟ تو مراقبهی در روز خودت را نداری آنوقت مرتّب میگویی التماس دعا! خدایا التماس دعا داریم خدایا ما را اینطور کن! نه! این را میگویند چه؟ سمع، استماع خبری نیست استماع کجا است؟ استماع آنجایی است که خود بنده در مقام برآید و خود او در مقامِ طلب پای راسخ و ثابت داشته باشد آنوقت در آن صورت، استماع از ناحیهی او هم تعلّق میگیرد میگوید هان؟ چه خبر است؟ چیست؟ داد و بیدادت چیست؟ حرفت چیست؟ بیا بنشین ببینیم چه میخواهی بگویی و الّا همینطوری آدم بنشیند از روی لقلقهی لسان، خدایا ما را بیامرز، خدایا به ما توفیق بده خدایا نفس اماره را از ما بگیر خدا، خدا میگوید اینقدر بمان سر کار تا اینکه وقتت تمام بشود و عمرت هم دیگر در اینجا بسر آید آنوقت آنجا میزنیم توی سرمان يا لَيتَ بَينِي وَ بَينَك بُعْدَ الْمَشْرِقَينِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ1 ای کاش بین خود و بین آن آرزوها و آن اعمال و آنچه را که داشتیم ای کاش فاصلهی بین مغرب و مشرق بود و بئس القَرین، ول نمیکنند اینها ما را، اینها همراه ما هستند نمیتواند انسان از اینها فاصله بگیرد. این استماع در هنگام طلب ظهور پیدا میکند، استماع از ناحیهی پروردگار.
- سوره زخرف (٤٣) آيه ٣٨.

