اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی

14070
سال 1423

استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی

13
  • به خاطر این است که از اول با پیش فرض دارد این را می‌شنود یعنی در ذهن خودش یک مطلبی را نگهداشته و می‌خواهد آقا را به دنبال مطالب خودش بکشاند نه خودش را به دنبال مطالب آقا! التفات کردید، مثل اینکه دو نفر با هم دعوا دارند می‌روند محکمه، تمام همّ و غمّ این این است که آن را بکوبد آن را بکوبد جلوی قاضی، آن هم تمام همّ و غمش این است که این را بکوبد حالا اگر قاضی حکم نکرد یک مطالبی را گفت به [طور] کلی، دیدی دیدی حق را به من داد آن هم می‌گوید دیدی حق را به من داد امّا اگر نه و این کار دارد وقتی که دو نفر می‌روند در آیه‌ی قرآن داریم وقتی که می‌روید پیش پیغمبر چه جوری بروید؟ با پیش‌فرض؟ نه! با پیش‌فرض نروید.1

  • چند نفر آمدند پیش ما، حدود پنج سال پیش، راجع به یک مسئله‌ای، وقتی که من در مشهد بودم با من بحث کنند خب حالا بگذریم از حواشی و جوانب قضیه که اصلًا آن‌ها در این حد نبودند که اصلًا بیایند صحبت بکنند. اول سؤالی که من از آن‌ها کردم این بود آیا شما با پیش‌فرض آمدید پیش من یا اینکه نه آمدید مطلب بفهمید؟ دیدم همه ساکت شدند گفتم خب روشن است دیگر، شما آمدید بنده را محکوم کنید یا آمدید حق مطلب را بفهمید؟ یکی از این‌ها گفت نه! آمدیم حق را بفهمیم گفتم پس اعتراف کردید؟ گفت بله گفتم حالا من از شما سؤال می‌کنم شما از من می‌خواهید سؤال کنید من از شما سؤال می‌کنم یک سؤال کردم یک جوابی داد به جوابش جواب دادم ماند گفت نه این‌طور است گفتم دیدید حالا با پیش‌فرض آمدید من می‌گویم به این جواب شما این ایراد وارد می‌شود این ایراد هم به هر کسی بگویید قبول می‌کند چرا قبول نمی‌کنید؟ چرا تو قبول نمی‌کنی؟ گفتم اگر صد نفر اینجا باشند ایراد مرا می‌پذیرند گفتم حالا فهمیدید؟ اینکه تو نمی‌خواهی بپذیری چرا؟ چون با پیش‌فرض آمدی و اوّل گفتی نه! نیامدم. برو هر وقت خواستی برای استفهام بیایی بلند شو بیا اینجا. پیش فرض! من وقت ندارم بیایم با پیش فرض تو حرف بزنم برو پی کارت.

    1. شايد اين آيه منظور آقا باشد؛ گروه مصدر لطفا نظر بدهند؟؟؟؟
      سوره نساء (٤) آيه ٦٥:﴿ فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً.﴾
      امام شناسى، ج ٥، ص ٢٥:« سوگند به پروردگار تو (اى پيامبر) كه اين مردم ايمان نمى‌آورند مگر آنكه در مشاجرات و مرافعاتى كه بين آنها اتّفاق مى‌افتد، تو را به عنوان قاضى و حكم قرار دهند؛ و پس از آنكه حكم كردى، ابداً در دل خود نسبت بدان حكم، گرچه بر عليه ايشان باشد، گرفتگى و ناراحتى نداشته باشند، و به تمام معنى الكلمه تسليم باشند».