اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی

14070
سال 1423

استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی

12
  • روایت عجیبی است این روایت را اگر مرحوم آقا فرمودند عنوان بصری را هفته‌ای یک بار بخوانید من می‌گوییم هر روز بخوانید. پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلم فرمودند: کفى لِلْمَرء أن‌ شتغِلِ بعیوبه عن عیوب الناس؛1 مرد بیاید به عیب‌های خودش بپردازد او را کفایت می‌کند که سراغ عیب‌های دیگران برود، واقعاً همین الآن، همین افرادی که ما الآن در اینجا هستیم همه ما با هم همه ما با هم، بنشینیم با خودمان فکر کنیم ما چندتا عیب داریم؟ چندتا عیب داریم؟ نمی‌شود بگوییم که نداریم. کلاهمان را قاضی کنیم بین خود و بین خدا، دیگر سر خدا را که دیگر نمی‌توانیم گول بزنیم خودمان هستیم دیگر، مجلس خودمانی است دیگر، با هم دیگر خیلی رودرواسی نداریم یعنی ما واقعاً عیب نداریم؟ هیچ عیب [نداریم؟] آنکه عیب ندارد فقط خداست می‌گویند گل بی‌عیب فقط خداست ما واقعاً هیچ عیبی نداریم؟ آیا در طول زندگی امتحانات که پیش آمده خودمان را به خودمان نشان نداده؟ نقطه‌ی ضعف‌های خودمان را در طول این زندگی به دست نیاوردیم؟ اگر نیاوردیم که دیگر خیلی باید ناامید باشیم از خودمان، بعید می‌دانم، این‌طور [نیست،] می‌دانید، هم من می‌دانم عیب‌هایم چه هست هم شما می‌دانید عیب‌هایتان چه است همه می‌دانیم هر کس برای خودش یک عیب دارد آدم عیب دارد دیگر، عیب نداشته باشد کامل است دیگر، پس این راه سیر و سلوک برای کیست؟ برای اینکه عیب‌ها همه به کمال برسد دیگر، همه‌ی عیب‌ها برطرف بشود دیگر، راه و روشی که بزرگان هم آمدند و پیشنهاد کردند برای همین بود دیگر.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند این حرف‌هایی که ما بیست سال زدیم به خاطر این است که یک یک، به مطالب و عیب‌های خود برسیم و الّا اگر قرار بر این بود که تصرّفی بشود خب پیغمبر تصرّف می‌کرد پیغمبر معجزه می‌کرد ایشان می‌گویند این مجالسی که ما داشتیم شب‌های سه‌شنبه روزهای جمعه، عصرهای جمعه فلان کذا همه‌ی این‌ها مطالبی بود که به عیب‌های خودمان برسیم، منتهی نمی‌گرفتیم ما! یعنی ما نمی‌گرفتیم، نمی‌دیدیم. ایشان می‌فرمودند که آدم زرنگ آن آدمی است که وقتی یک ولی خدایی دارد صحبت می‌کند کاملًا چشم‌هایش را متوجّه او بکند و ببیند آن حرفی که دارد می‌زند مربوط به آن است این آدم [زرنگ است‌] و من این مطلب را در خود مرحوم آقا می‌دیدم یعنی در جلساتی که خب بودیم با مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه وقتی که صحبت می‌کردند ایشان، من دیدم جوری ایشان به مرحوم آقای حداد توجه دارند که انگار تمام حواس متوجّه است و اصلًا هیچ به یمین و یسار التفاتی ندارند، تمام توجّه به این است که مطلب از کجا برمی‌خیزد و به کجا می‌خواهد بخورد این‌طور ایشان دقّت داشتند توی صحبت‌ها و توی مطالب ایشان، به این کیفیت بوده. ما اینقدر آقا برایمان گفتند همین‌طوری صبح این آقا تو دست ما بود صبح ایشان هی حرف می‌زد صبح، بنده خودم در مجلسی بودم که ایشان نسبت به یک قضایایی داشتند نظر خودشان را بیان می‌کردند منتهی نمی‌توانستند صریحاً بگویند، همین که آن مجلس تمام شد من دیدم یک عدّه‌ای آمدند آقا عین برّه! دیدی آقا این را گفت دیدی تأیید کرد فلان! ا ا حیف حیف حیف آن نان، حیف آن جو، واقعاً یک ساعت این آقا پدر خودش را درآورد تا اینکه یک حرف ....، تازه این آقا درآمده، دیدی، دیدی گفت، دیدی تأیید، دیدی حرف ما را زد، دیدی شما مثلًا فلان هستید، عجب خیلی عجیب است چرا این‌طور است؟ می‌دانید چرا؟ چرا یک شخصی یک ساعت صحبت بکند و بعد این‌طور یک شخص نتیجه [بگیرد؟]

    1. تحف العقول، ص ٢٨٢: وَ كَفَى بِالْمَرْءِ شُغُلًا بِعَيْبِهِ لِنَفْسِهِ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ.