معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار
14خیلی خلاصه ایشان چیز میکرد این هم هی سرش را این طرف میبرد سرش آن طرف، بدجوری گیر افتاده بود. از یک طرف میدید خب کار ازش برنمیآید یعنی قضیه فراتر از این حرفها است نه این به حرفش گوش میدهد نه آن، ولی خب بالأخره از آن طرف هم اصرار، بالأخره بنا را گفت بر استخاره میگذاریم، بنا را بر استخاره میگذاریم، ما رفتیم ناهار، ناهار را خوردیم برگشتیم، که بعد ایشان گفت تلفن زدم من، استخاره گفت که میانه بد آمده است. در عین حال میگفت من تلفن زدم، تلفن زدم گفتند آن شخص از نجف بیرون آمده است و آمده به سمت کربلا و کاظمین و دیگر به نجف برنمیگردد، یعنی کار از کار گذشته است.
من در آنجا کنار مرحوم آقا نشسته بودم، من دیدم آهسته بدون اینکه کسی بفهمد آقا سرشان را آوردند پیش آقای مطهری و گفتند: اگر شما به جای آن شخص صاحب مصیبت بودید چه میکردید؟ ایشان گفت: من میرفتم به دیدن ایشان. گفتند بله بله، همینطور است همینطور است بله بله بله.
ایشان میخواستند آقای مطّهری را متوجّه کنند که بفهم داری چهکار میکنی؟ متوجّه باش که داری پا در چه میدانی میگذاری؟ و چه مسیری را داری طی میکنی؟ نیست آدم با انصافی بود آدم خوش نفسی بود، آدم بیهوایی بود گفت اگر من بودم میرفتم ولو اینکه صاحب مصیبت هستم ها، ولی در عین حال میرفتم. خدا رحمتش کند.
حجاب میآوردند جلوی انسان میاندازند حجابی که گلولهی تانک چه است آقا؟ از این موشکهایی هست چه میگویند؟ از این طرف دنیا میرود آن طرف میخورد زمین، از آنها هم اگر بزنند مستقیم توی آن، سوراخ نمیشود خم به ابرو نمیآید ابدا، اصلًا به روی مبارک این پرده هیچگونه نقابی و هیچگونه مسئلهای نمیگیرد همینطور استوار ایستاده.
این مسئله است که امام سجّاد علیهالسّلام میفرمایند: بین تو و بین خدایت فاصله انداخته، فاصلهای که بین ما و بین خداست این فاصله برحسب نوع عمل و نیت ما تفاوت میکند. دیگر دارد زیاد میشود هان؟ قرار نبود، خیلی خب پس بقیهاش را میگذاریم إنشاءاللَه برای فردا شب. دعا کنیم و از خداوند بخواهیم که خداوند این فاصلهها را کم کند و این حجابها را یک یک بردارد و آن حجاب اصلی که حافظ میگوید: «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»1 آن حجابی که با وجود آن حجاب هزار توبه اثر ندارد، هزار ناله و انابه اثری ندارد و هزار حجّ و هزار عمره و هزار سعی و هزار انفاق و هزار بنده آزاد کردن در پیشگاه عظمت و غیرت و عزّت پروردگار متاعی نیست که عرضه بدارند.
- .« ديوان حافظ» ص ١١٨، غزل ٢٦٥:
ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست||تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز
٢.
- .« ديوان حافظ» ص ١١٨، غزل ٢٦٥:

