اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار

14048
سال 1423

معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار

12
  • وقتی رفتیم پدر ما گفتند ایشان اکثر درس‌هایش را پیش آقای خویی خوانده است، اکثر درس‌هایش پیش آقای خویی خوانده.

  • ببینید، ببینید ما بشناسیم مسئله چه است؟ بشناسیم قضیه چه است؟ مطلب چه است؟ خیلی فرق می‌کند، آن آقا یک مغنی خوانده است تا آخر می‌گوید که آقا پدر شما استاد ما بودند به گردن ما حقّ دارند چه دارند، این تمام درس‌هایش را نگوییم، اغلب آن را پیش آقای خویی خوانده آن آخری می‌گوید یک قدری، عین عبارت ایشان است خدا شاهد است یک کلمه کم و زیاد نمی‌گویم، می‌گوید قدری هم پیش آقای خویی، قدری، خب دیگر تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

  • ما رفته بودیم پیش همین آقای آملی در آن‌موقع، وقتی که رفتیم دیدیم که ایشان، خدا رحمت کند مرحوم آقای مطهری را هم دعوت کرده بود و مرحوم آقای مطهری هم آمده بود چون یک نسبتی هم بین ایشان و بین آقای مطهری، نسبت سببی برقرار شده بود و یکی از آقایان دیگر هم بود خلاصه یک چند نفری بودند. یکی از آقایان معروف، معروف آن زمان در طهران و از مراجع تقلید، این رفته بوده به سفر عتبات، رفته بوده به سفر عتبات، خب این آقایان هم که در ارتباط هستند دیگر، معمولًا در این گونه موارد گزارش پنج دقیقه پنج دقیقه است، آقا خوابیدند، آقا بیدار شدند، آقا عطسه فرمودند آقا نمی‌دانم وضو گرفتند، آقا نمی‌دانم حمام رفتند، این دیگر معمول و متداول است که پنج دقیقه پنچ دقیقه تلفن و ارتباطات و فلان و این حرف‌ها، به این کیفیت خب هست. خبر رسیده بود که ایشان در نجف به دیدن یک شخصی از آقایان مراجع معروف نجف نرفتند، قضیه از چه قرار بوده؟

  • قاعده بر این است که وقتی یکی از علماء به یک جا می‌رود حقّش این است که آقایان آن شهر، رؤوس آن بلاد، افراد معتبر و متعارف از علماء، آن‌ها بیایند به دیدن دیگر، حقّ دارد دیگر، این به عنوان مسافر به عنوان زائر، طبعاً یک حقّی در اینجا هست، مثلًا فرض بکنید که کسی که از سفر کربلا می‌آید او که نباید به دیدن آدم بیاید، انسان باید برود به دیدن او، البتّه خب این مسئله مربوط به سفر عتبات و این‌ها خب آن جنبه‌ی همان مزور دارد که عبارتست از همان عتبات مقدّسه ولی خب از نقطه‌ی نظر خود شخص و احترام شخص این است که انسان برود دیدن، قاعده‌اش هم همین است.