مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
12مسافتی را که امام سجّاد علیه السّلام در اینجا نسبت به بین عبد و بین ربّ، بین بنده و بین پروردگار، آن مسافت را در نظر میگیرند مسافت معرفت است و عبور از نفس و حجب نفسانیه و رسیدن به مقام پروردگار، مقام معرفت، این مسافت است امّا از نقطهی نظر توجّه و از نقطهی نظر التفات، هر وقت و در هر ساعت و در هر لحظه بنده بگوید یا ربّ او میگوید لبّیک، اینطور نیست که فرض کنید که مثل سابق که بود، تلفن وقتی که میکردند نمیدانم سیمها چطور بود؟ مثلا الآن که میگفتند سلام او یک دقیقه بعد میرسید صدایش آن شهر یا مثلا فرض کنید که به خاطر همان کندی و بطیء آن به اصطلاح چیز، الآن هم شده است دیگر، شما وقتی که بعضی از کشورها هستند که ارتباطاتشان همچین خیلی ارتباطات به اصطلاح چیزی نیست وقتی که انسان صحبت میکند میبیند که حرف که میزند میبیند بعد از چند ثانیه یکدفعه مثل اینکه صدا رسید به او، او هم همینطوری، گاهی اوقات توی همدیگر میرود و خلاصه از وسط حرف آن یکی، این به خاطر اینکه این وسایطی که رله میکنند این صحبت را، این وسایط وسایط جدیدی نیستند خیلی سریع نمیتوانند اینها رد و بدل کنند، امّا انسان نه! به محض اینکه بگوید ای خدا! نگفته ای خدا، میبیند او میگوید لبّیک چرا او میگوید لبّیک؟ چون مشرف است.
او هم بغل آدم ایستاده است نه اینکه بغل ایستاده یعنی نزدیکتر از این، این تشبیه است یعنی همین که قلب متمایل به سمت مبدأ میشود همین تمایلش عبارتست از توجّه مبدأ نسبت به او، هیچ فاصله در آن نمیافتد در هر وقتی از اوقات در اسلام انسان میتواند دعا کند در هر وقتی از اوقات میتواند نماز بخواند.
این اختصاص به اسلام داردها، مسیحیت اینطور نسیتند مسیحیها فقط یک روز دارند آن هم روز شنبه، آن هم صبح تا ظهر، دیگر ظهر که میشود میروند و از همهی گناهان یک هفته پاک میشوند یک خورده میدهند و چند دلاری و خلاصه یک مقداری تخفیف میگیرند و خلاصه با هم مصالحه میکنند و آن جهنّم را میخرد و او هم بهشت را میفروشد آن هم چه میکند و فلان و خلاصه ظهر که از کلیسا میآیند بیرون مانند اینکه از مادر متولّد شدند، هیچ گناهی، یک ذرّه گناهی دیگر در وجود اینها نیست روز از نو روزی از نو، تا هفته دیگر حال خدا بزرگ است.

