اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

14٬316
سال 1423

فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة 1 عدم شناخت و معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال 2 ذکر حکایتی در ارتباط با توجّه فردی نسبت به امور اعتباری و نفسانی و عملکرد استاد در قبال او 3 لزوم تحفّظ و مراقبت افراد نسبت به ورود خطورات فاسد در ذهن ایشان 4 سالک راه الهی امور خود را بر اساس وظیفه وتکلیف خویش انجام داده ومؤثری جز پروردگار متعال در عالم وجود نمی بیند. 5 روح عزّت وحمیّت اسلامی مرحوم علامه طهرانی مانع از رفتن ایشان به دول کفر برای معالجۀ بیماری های خود می شود.

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

توضیحات:

فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة 1 عدم شناخت و معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال 2 ذکر حکایتی در ارتباط با توجّه فردی نسبت به امور اعتباری و نفسانی و عملکرد استاد در قبال او 3 لزوم تحفّظ و مراقبت افراد نسبت به ورود خطورات فاسد در ذهن ایشان 4 سالک راه الهی امور خود را بر اساس وظیفه وتکلیف خویش انجام داده ومؤثری جز پروردگار متعال در عالم وجود نمی بیند. 5 روح عزّت وحمیّت اسلامی مرحوم علامه طهرانی مانع از رفتن ایشان به دول کفر برای معالجۀ بیماری های خود می شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

5
  • یک نفر پرونده‌اش این طرف و آن طرف نمی‌شود و ملائکه اشتباه نمی‌کنند و در انجام وظیفه خودشان تخطّی نمی‌کنند پرونده‌های ما در دادگاه‌های ملائکه گم و گور نمی‌شود. جایش عوض نمی‌شود خطا به جای ثواب و ثواب به جای خطا نوشته نمی‌شود، نوشته نمی‌شود. یک خطور در پرونده ثبت می‌شود، یک گمان بد نسبت به برادر مؤمن در پرونده ثبت است یک گمان خوب در پرونده ثبت است، در پرونده ثبت است یک گمان. نقل می‌کنند در احوال مرحوم فیض علی شاه دَکنی، خیلی مفصّل است خیال می‌کنم کم و بیش حکایت و داستانش را برای رفقا گفته باشم حالا خیلی بالاجمال می‌گویم که:

  • با استادش در هند بود بعد از هند می‌آید در ایران و می‌رود در بلاد ایران، در تبریز آن‌جا شروع می‌کند به وعظ و صحبت و این‌ها و، خلق کثیری بر گرد او جمع می‌شوند خیلی، مردی بوده روشن ضمیر و بسیار باسواد، فاضل و خب مسلکش هم مسلک عرفان و سلوک بوده دیگر خیلی صحبت جذّابی داشته و شیرین و کلام پر حرارتی داشته و جالب و مردم هم خیلی به دنبالش جذب می‌شوند به‌طوری که مسجد جامع تبریز دیگر از کثرت جمعیت پر شده بود. خب در آن وقت مخالفین زیاد بودند مخالفین با عرفان زیاد بودند، مثل الآن، منتها الآن کمتر هستند آن موقع بیشتر بودند. یک شب که این داشته صحبت می‌کرده و در حین صحبت این جمعیت خلاصه در خَلسه و نعشه روحانی و آن حال و هوای مطالب عرفانی و توحیدی آن‌ها را در یک حالت نعشه‌ایی قرار داده بود و مشمول خلاصه بعضی از جاذبه‌ها و بعضی از بارقه‌هائی شده بودند و نفحات یک مرتبه این به ذهنش خطور می‌کند، بَه بیا ببین با این همه مخالفینی که این طرف آن طرف وجود دارد و با ما بر سر مخالفت و این‌ها بودند و این‌ها حالا ببین چه مردمی جمع شدند چه کثرتی جمع شدند خلاصه کار خدارونق گرفته و بازار خدا به کار افتاده است. لذا این‌ها چشم‌شان به چه بشود. لذا این‌ها چه بشوند. 

/ 380