اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او
19ائمّه منتسب به خدا همه چیز، پس معلوم است اینی که ائمّه دارند به خاطر اوست. نه اینکه ائمّه دارند، اوست که دارد در این ظهور تجلّی میکند. اوست که در اینجا میداند، اوست که پاسخ به سؤالات را میدهد، اوست که اوّل است اوست که آخر است. و اوست که بِکلِّ شَىْءٍ عَلِیمٌ است. او را کنار بگذاریم. امیرالمؤمنین جاهل است، ناقص است. فقیر است همین چیزهایی که در شبهای قدر میخوانید: الهى انا الفقیر و انت الغنى و هل یرحم الفقیر الّا الغنى؛ خدایا من فقیرم تو غنی، خدایا من کوچکم تو بزرگی خدایا من ندارم تو داری، خدایا من جاهلم تو عالم فهل یرحم الجاهل الّا العالم1 بله؟ چرا؟ چون این بشر است بشر منهای خدا جاهل است. فقیر است ضعیف است. محتاج است. ممکن است نیازمند است. چه است. بشر با خدا همه چیز همه چیز.
راه امیرالمؤمنین همین است. راهی است که میگوید اوّل کارت را و بارت را بیانداز کجا؟ جایی که در آنجا کثرت وجود ندارد ارتباطات وجود ندارد، شیطان وجود ندارد، تعنّیات وجود ندارد، خواب و خیالات در آنجا وجود ندارد اوّل در آنجا بیانداز و وقتی که انداختی راضی باش.
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم *** که در طریقت ما کافری است رنجیدن 2 إنشاءاللَه خداوند قسمت کند که ما را به این معانی متحقّق کند، افکار ما را صاف کند. نیات ما را خالص کند و به آنچه که امام سجّاد علیهالسّلام و ائمّه و اولیاء خودش گفتند و عمل کردند و در آن
صراط حرکت کردند. ما را هم پیرو همانها قرار بدهد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
- المزار الكبير (لابن المشهدى)، ص ١٧٤، مناجات اميرالؤمنين عليه السّلام در مسجد كوفه.
[[با اختلاف در عبارات آقا]] - .« ديوان حافظ» طبع پژمان، حرف نون، ص ١٧٧. مرحوم علّامه طهرانى در مهر تابان، ص ١٠٢ مىفرمايد: چقدر استاد ما از اين شعر خوشايند بودند كه:
منم كه شُهره شهرم به عشق ورزيدن *** منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن
به مى پرستى از آن نقش خود بر آب زدم *** كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم *** كه در شريعت ما كافرى است رنجيدن
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات *** بخواست جام مى و گفت راز پوشيدن
- المزار الكبير (لابن المشهدى)، ص ١٧٤، مناجات اميرالؤمنين عليه السّلام در مسجد كوفه.

