اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او

14395
سال 1423

اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او

17
  • در همان زمان سابق، زمان شاه، خیلی نورانی بود یک شب که ما از مسجد برمی‌گشتیم به مرحوم آقا گفتم: آقا من از این پیرمرد، تازه هم می‌آمد ترک هم بود به اصطلاح لهجه‌اش لهجه ترک بود. گفتم من از این خیلی خوشم می‌آید خیلی چیز، ایشان فرمودند بله، گفتند: می‌دانی این چه کسی است؟ این اول ثروتمند تبریز بوده، اول ثروتمند و الآن به نان شب محتاج است خودش و زنش با ...، و خب کمک‌های مرحوم آقا که چیز می‌کرد. ولی اگر من جای او بودم این حال را از دست نمی‌دادم. چون نورانیتی که من از او دیدم در آن موقع حالا دیگر این بله ...، درست به یک شب آقا، به یک شب، اول ثروتمند تبدیل می‌شود، به چه؟ به فردی که یک اتاق باید ناصر خسرو اجاره کند با یک دستشویی و بیش از این نمی‌تواند. این رضای به قضای الهی ...، خب شاید هم خداوند صلاح بر این دانسته که دیگر آخر عمری، بعد هم فوت می‌کند، که دیگر مثلا خیلی تعلّقاتش از بین برود و آن کثرات و این‌ها همه از بین برود و خلاصه به حالتی بهتر از گذشته باشد.

  • در اینجا بسیاری از افراد بودند و هستند که با غفلت از این مسئله، درصدد تغییر قضای الهی هستند مشکلی پیدا می‌شود می‌گویند دعایی بخوانیم کاری انجام بدهیم، فلانی، ذکری چیزی، مشکل حل بشود. در حالی که قضای الهی در رفع آن مشکل نیست، قضیه‌ای پیدا می‌شود این‌ها بوسایطی می‌خواهند حل کنند. در زمان گذشته هم بوده. این‌ها همه چه است؟ تمام این مطالب برخلاف مسیر الهی و مسیر توحید است. خدا در یک وقت برای یک شخصی می‌خواهد برای یک شخصی نمی‌خواهد، خلاف است [که‌] این غیر از این را انجام بدهد.

  • من در احوالات یکی از افرادی که از دنیا رفته و نسبت به شاگردانش این اعمال را انجام می‌داده، اگر می‌خواست ورشکست بشود کاری انجام می‌داد، ذکری، توسّلی، فلانی، چیزی، جلوگیری می‌کرد یا اگر مرضی، دعایی، توسّلی، فلانی، مسئله را به نحو دیگری درمی‌آورد و در بین شاگردانش این شخص معروف بود در اینکه مسائل و گرفتاری و مشکلات و صعوباتی که برای این‌ها پیدا می‌شود به وسیله‌ی توسّلات و به وسیله‌ی این‌گونه اذکار و اوراد، این آن‌ها را رفع می‌کرد و به این وسیله از او تمجید می‌کنند و از او به بزرگی یاد می‌کنند. یعنی یک هم‌چنین کراماتی دارد. من در احوال ایشان می‌خواندم که بعد از اینکه از دنیا می‌رود یکی از شاگردان ایشان خواب می‌بیند و می‌گوید حالت چطور است؟ می‌گوید ای کاش یک عمل را انجام نمی‌دادم. گفت چه بود؟ گفت آن گرفتاری‌ها، همه‌ی آن‌ها تقدیر الهی بود برای رشد من، که من آن‌ها را با توسّلات از خودم دور می‌کردم و الآن در اینجا می‌بینم چه ضرری کردم و دیگر برنمی‌گردد و بعد او شروع می‌کند به این نصیحت کردن، مبادا اگر برای شما یک قضیه‌ای پیدا بشود دنبال این بگردید ها. مبادا اگر مشکلاتی برای شما پیدا بشود دنبال ذکر و توسل و فلان و این چیزها برویدها، بگذارید قضای الهی بیاید خودش انجام بدهد. مرض می‌دهد، صحت می‌دهد، فقر می‌دهد، غنا می‌دهد، ضیق می‌دهد. گشایش می‌دهد، فرح می‌دهد. قبض می‌دهد، انبساط می‌دهد، بگذارید آنچه را که او می‌خواهد بیاید و برود جلو، این مرام و این مکتب را ما در مکتب آقا دیدیم. ایشان این‌طور بودند یعنی نمی‌خواستند نه نسبت به خودشان، نه نسبت به شاگردان خودشان، نمی‌خواستند آنچه را که تقدیر است آن را تغییر بدهند.