اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او
11آیا خدا نشسته است حرف ما را گوش بدهد؟ خب اینکه میشود ما خدا و او بنده، یا اینکه نه ما باید بلند شویم حرف او را گوش بدهیم. ما باید راضی باشیم به آنچه که او برای ما قرار داده است. ما باید راضی باشیم به آن پروندهای که او برای ما نوشته است. ما باید راضی باشیم به آنچه را که او برای ما تقدیر میکند. البته عرض کردم دیشب، در صورتی که ما کوتاهی نکنیمها، نه اینکه خودمان را به هر راهی بزنیم بعد بگوییم تقدیر این است خب حالا به سرمان آمد نه این نیست نه کارش را انسان درست انجام بدهد. راهش را انسان درست برود. به مقتضای تکالیفی که او مقرّر کرده براساس موضوعات و براساس راههای واقعی و راههایی که عقل و شرع، این راهها را برای حرکت انسان تجویز میکنند. و خود آنها امضا میکنند بر همان اساس حرکت کند. بعد هرچه شد دیگر شد.
والرّضا بقضائک: راضی بودن به قضای تو و نکته در همین جاست که انسان به آن قضای الهی باید راضی باشد. به آنچه را که خداوند برای انسان مقدّر کرده باید راضی باشد. آخ و اوخ نباید بگوید. چرا اینطور و چرا آنطور نباید بگوید. آیا ما کارهای خودمان را درست کردیم که حالا آخ میگوییم؟ آیا به آنچه که به ما گفته شده عمل کردیم که حالا داریم آخ میگوییم؟ ما داریم عملا برخلاف دستور مرحوم آقا حرکت میکنیم. آنوقت میگوییم خدا هم به میل ما بیاید عمل کند؟ ما عملا آنچه را که ایشان فرمودند و جایز نیست ما داریم انجام میدهیم آنوقت میخواهیم خدا به دستور ما عمل کند؟ ما عملا راه خودمان یک راه دیگری قرار دادیم. و فقط بازی با الفاظ داریم میکنیم. آنوقت میخواهیم خدا بیاید هر کاری که میگوییم گوش بدهد؟
مرحوم آقا یک وقت به من میفرمودند، یک عدّهای آمده بودند پیش ایشان، بعضیها و نسبت به یک رهنمودی اشکال داشتند. وقتی که رفتند به من فرمودند میدانی چرا خدا گره از کارش باز نمیکند؟ چون اگر بخواهد گره از کارش باز کند به زن و بچهاش ظلم میکند؛ خدا هم گره از کارش باز نمیکند یعنی این تحمل برای رفاه ندارد. تحمّل برای انبساط ندارد. تحمّل برای یک مقداری فراخی را ندارد.

