اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
19وقتی این اشعار را حارث همدانی شنید یک مرتبه حالت بهجتی در او پیدا شد و از بستر بیماری بلند شد نشست، گفت حالا هیچ باک ندارم هر وقت میخواستم از دنیا بروم هر وقت میخواستم.
وقتی که انسان خودش را به ولایت سپرد و وقتی انسان خودش را بخواهد در آن مسیر قرار بدهد هم بهجت دارد هم ابتهال دارد، ابتهال دارد، چون نیازمند است، هم بهجت دارد چون امید دارد. امید دارد به افراد، امید دارد به طرف، به طرف مقابل، به رحمت پروردگار امیدوار است.
پس بنابراین نتیجهی صحبت در امشب این بود که انسان با حال طلبکاری و با حال بینیازی نباید به سمت پروردگار برود بینیازی را باید برای مردم قرار بدهد. در ارتباط با مردم قرار دهد.
رسول اکرم چه فرمود؟ فرمود: که بهترین بندگان در نزد خداوند آن بندهایست که سؤالش از افراد دیگر کمتر باشد.1
در روایت داریم حتی اصحاب وقتی که میرفتند، چیزی از آنها میافتاد روی زمین، به آن افرادی که روی زمین راه میرفتند نمیگفتند به من بده، خودشان از مرکب، شتر، چیزی، پیاده میشدند بر میداشتند که سؤال نکنند.2 سؤالش از افراد دیگر کمتر باشد درخواستش ...، این همان معنای عزّت است دیگر، بینیازیاش را برای دیگران قرار بدهد ولی نیازش را در درون خودش، بین خود و بین خدا قرار بدهد و لازمهی نیاز چیست؟ ابتهال است. که آن حالت حالت ناله و حالت ابتهال، آن در وجود انسان، برای انسان رقت میآورد.
وَ أَنَّ فِى اللَهفِ إِلَى جُودِک در ناله به سمت جود تو و راضی بودن به قضاء تو که هرچه برای من مقدّر میکنی من به او راضی باشم اگر اینطور باشد عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِین دیگر احتیاجی به این باخلین نداریم احتیاجی به این افرادی که اینها برای خودشان میخواهند و امساک میکنند و نمیدهند.
یکی از دوستانمان خدا حفظش کند. دکتر سجّادی ایشان برای مرحوم آقا تعریف میکرد میگفت: وقتی که من دارم درس میدهم، میگفت ما وقتی که درس میخواندیم و اینها، در چیز و اینها، خیلی از این استادها آن مطالب اصل کاریشان، لم و فنّشان را، آن چیزهایشان را، به شاگردان نمیگویند برای خودشان نگه میدارند که مثلًا روی دستشان بلند نشود کسی، ما به زور میرفتیم یاد بگیریم ولی من به زور یاد میدهم اینها نمیخواهند قبول کنند! اینها میگویند فرض بکنید که نه بابا! دکتر، اینها را نمیخواهد بگویی، همین به ما آب مروارید و کاتا راکت3 و اینها یاد بده که این به اصطلاح زود پول دربیاوریم و فلان، میگویم بابا! این بیماری است این چیست اینطور میشود میگویند اینها بابا کی پیدا میشود؟ حالا چه کسی برایش پیدا بشود نمیدانم بعد و فلان و این حرفها، بیا فعلًا راه بیانداز، یک چیزهایی خوب که زود به یک نتیجهای برسیم.
- معانى الأخبار، ص ٢٦١؛ فقه القرآن، ج ١، ص ٢٢٦.
- .
- .

