
اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
موضوع اين جلسه: ذلّت در مقابل خدا و عزّت در مقابل غير خدا. فقره دعاء: و أن في اللَهف إلي جودك و الرضا بقضائك عوضاً من منع الباخلين و... المستأثرين. 1 سالک راه الهی همواره باید خود را نیازمند دستگیری و عنایت پروردگار متعال ببیند . 2 عزّت و مناعتي را كه خداوند متعال به مؤمن عطا کرده است با هیچ امری قابل تعویض نمی باشد. 3 عزّت وحجت الهی، اميرالمؤمنين عليه السلام را به جنگ بر علیه معاویه در ابتدای خلافت خویش وادار می کند. 4 خضوع و ذلّت افراد در قبال پروردگار متعال وعزّت ایشان نسبت به غیر او. 5 تصوّر نادرست برخی از افراد مبنی بر لزوم حالت بکاء وحزن در همۀ مجالس. 6 برتري حال سرور و نشاط حضرت عيسي عليه السلام برحال حضرت يحيي عليه السلام در نزد پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 7 رسوا شدن مخالفان مکتب عرفان و توحيد توسط علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 8 کیفیت زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در دیدگاه اولیاءالهی.
اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
توضیحات:
موضوع اين جلسه: ذلّت در مقابل خدا و عزّت در مقابل غير خدا. فقره دعاء: و أن في اللَهف إلي جودك و الرضا بقضائك عوضاً من منع الباخلين و... المستأثرين. 1 سالک راه الهی همواره باید خود را نیازمند دستگیری و عنایت پروردگار متعال ببیند . 2 عزّت و مناعتي را كه خداوند متعال به مؤمن عطا کرده است با هیچ امری قابل تعویض نمی باشد. 3 عزّت وحجت الهی، اميرالمؤمنين عليه السلام را به جنگ بر علیه معاویه در ابتدای خلافت خویش وادار می کند. 4 خضوع و ذلّت افراد در قبال پروردگار متعال وعزّت ایشان نسبت به غیر او. 5 تصوّر نادرست برخی از افراد مبنی بر لزوم حالت بکاء وحزن در همۀ مجالس. 6 برتري حال سرور و نشاط حضرت عيسي عليه السلام برحال حضرت يحيي عليه السلام در نزد پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 7 رسوا شدن مخالفان مکتب عرفان و توحيد توسط علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 8 کیفیت زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در دیدگاه اولیاءالهی.
اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
17و خودمان هم این را مشاهده کردیم و دیدیم و تجربه کردیم. اینجاست که انسان خواهی نخواهی در ارتباط با نیاز خود و بینیازی او، در ارتباط با نقص خود و کمال او، در ارتباط با فقر خود و غنای او، انسان حال ابتهال پیدا میکند این دیگر زوری نیست این فرق میکند با اینکه به زور انسان ....، اگر حال گریه درش نمیآید بیاید. خواهی نخواهی این ابتهال در دل پیدا میشود چه از چشم اشک بیاید حالا یا نیاید، حالا بعضی وقتها نمیآید. و این حال لازمهی این رجوع است. بدون این فایده ندارد، خدا نمیدهد. این حال ابتهال نباشد خدا نمیدهد این حال نیاز نباشد خدا نمیدهد. این حال عجز نباشد نمیدهد هزار سال امتحان کنید، ما امتحان کردیم ما امتحان کردیم. دیدیم نخیر خبری نیست. تا وقتی که گردن بالاست هیچ خبری نیست همین که گردن آمد پایین دیگر سر رحمت و عطوفت و اینها ....
گر خدامان جانب یاری کند، مولانا میگوید دیگر، اینها را دیگر شما بلد هستید دیگر، گر خدامان جانب یاری کند، میل بنده جانب زاری کند. بخواهد یاری کند، حالش را به حال ابتهال میاندازد، به حال ناله میاندازد به حال انکسار میاندازد، انکسار.
ای خنک چشمی که آن گریان اوست *** ای همایون دل که آن بریان اوست از پس هر گریه آخر خندهای است *** مرد آخر بین، مبارک بندهایست از پی آب روان سبزه بود *** از پی اشک روان رحمت شود 1 لازمهی ابتهال، لازمهی رجوع به پروردگار، این حالت، حالت ناله است من نمیگویم که انسان باید همیشه ناله داشته باشد همیشه گریه کند همیشه ابتهال داشته باشد ولی این را میخواهم عرض کنم که باید حال نیاز همیشه در ما باشد حالا یک وقتی آن حال نیاز با بهجت توأم است با سرور توأم است یک وقتی آن حال نیاز بهصورت ناله و ابتهال بروز پیدا میکند، آن باید همیشه در ما وجود داشته باشد.
- مثنوى، مولوى، به خط ميرخانى، ص ٢٣، س ٤.
