اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

17٬335
سال 1423

در این جلسه مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در شرح فقره وَ أن فی اللَهفِ إلَی جودِکَ و الرِّضا بِقَضائِکَ عِوَضًا مِن مَنعِ الباخِلینَ و مَندوحَةً عَمّا فی أیدی المُستَأثِرین به تبیین حقیقت توحید می پردازد و بیان می دارد که اغاثه فقط به درگاه خداوند متعال رواست و سالک باید تمام امور را به ذات پاک او واگذار نماید. استاد با بیان قضایای مربوط به حضرت ابراهیم و همسرش هاجر، از ارتباط برخی مناسک حج با توحید مانند سعی صفا و مروه می گویند و توضیح می دهند که تمام اولیای الهی در اعمال حج به این بانوی موحد تأسی جسته و همان اعمال ایشان را انجام می دهند. ایشان با اشاره به بیانات بزرگانی چون سید هاشم حداد و علامه طهرانی، حکایات شیرین و آموزنده ای در این راستا نقل می کند

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

توضیحات:

در این جلسه مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در شرح فقره وَ أن فی اللَهفِ إلَی جودِکَ و الرِّضا بِقَضائِکَ عِوَضًا مِن مَنعِ الباخِلینَ و مَندوحَةً عَمّا فی أیدی المُستَأثِرین به تبیین حقیقت توحید می پردازد و بیان می دارد که اغاثه فقط به درگاه خداوند متعال رواست و سالک باید تمام امور را به ذات پاک او واگذار نماید. استاد با بیان قضایای مربوط به حضرت ابراهیم و همسرش هاجر، از ارتباط برخی مناسک حج با توحید مانند سعی صفا و مروه می گویند و توضیح می دهند که تمام اولیای الهی در اعمال حج به این بانوی موحد تأسی جسته و همان اعمال ایشان را انجام می دهند. ایشان با اشاره به بیانات بزرگانی چون سید هاشم حداد و علامه طهرانی، حکایات شیرین و آموزنده ای در این راستا نقل می کند

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

13
  • التفات می‌کنید؟ کسی اعلم باشد نباید پشت سر غیر اعلم نماز بخواند؟! حالا گیرم بر اینکه ما اعلم هستیم مگر پشت سر غیر اعلم نباید نماز بخوانیم؟! التفات می‌کنید طرز تفکّر را!

  • توحید و اخلاص، تنها ملاک قرب به خدا

  • حالا پیغمبر بگوید من از حضرت ابراهیم بالاتر هستم، چرا من باید گوسفند ذبح کنم؟! امام زمان بیاید بگوید من که از حضرت هاجر بالاتر هستم -امام زمان هیچ‌وقت نمی‌گوید من بالاتر هستم، ما او را بالاتر می‌دانیم ولی نه‌اینکه او بگوید من بالاتر هستم- حالا من بیایم این کار را انجام بدهم؟!

  • چون حضرت ابراهیم آمد فرزندش را ذبح کرد، چون حضرت ابراهیم آمد سه مرتبه به آن جمرات سنگ زد، ما هم باید بیاییم این را انجام بدهیم. حضرت اگر بگوید من که بالاتر هستم، کجا حضرت ابراهیم مقام ما را داشت! کجا حضرت هاجر این‌طور بود! همان موقع سقوط است. البتّه چنین تفکری در مخیّلۀ امام زمان هم خطور نمی‌کند! «چون بالاتر هستم، چون پایین‌تر هستم، چون چه هستم» اصلاً این حرف‌ها نیست!

  • امام زمان فقط توحید را که در اینجا ظهور پیدا کرده است می‌بیند! و باید به دنبال این ظهور رفت. چه من امام باشم یا نباشم؟ خیلی آن‌وقت قضیّه شیرین می‌شود! خیلی دیگر مسئله شیرین می‌شود دیگر این بیا و برو، این تو و منی، این بالا و این پایین، و این تو آن‌طوری و تو این‌طوری و چون من این هستم و چون آن هستم…دیگر این حرف‌ها همه‌اش برچیده می‌شود!

  • آدم دیگر بر اساس بالا و پایینی نمی‌تواند صحبت کند.حرف می‌زند؛ ولی بر اساس تکلیف است، نه بر اساس بالا و پایینی، ارتباطات دارد؛ ولی نه بر اساس روابط، می‌شود بر اساس ضوابط! با مردم هست؛ ولی بودن با مردم نه بر اساس کثرات است، بلکه بر اساس ملاکات توحیدی است. اصلاً عوض می‌شود. نفس عوض می‌شود، فکر عوض می‌شود، تخیّلات عوض می‌شود، تصورات همه تغییر پیدا می‌کند، می‌شود تصورات الهی! آن وقت است که این فرد موحد و عارف می‌شود.

/ 260