اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

6
  • پس خود شهادت سیدالشهداء علیه‌السّلام فی حدّ نفسه عین مصلحت و عین حقّ و عین واقع و عین کمال و عین لطف.

  • در روز عاشورا مگر نداریم، در روز عاشورا ملائکه، که ملائکه هم تفاوت می‌کنندها، ملائکه از نقطه نظر ادراک مراتب فعلیت بشر، انسان و به خصوص امام و بالأخص سیدالشهداء ملائکه دارای مراتب نقص هستند، وقتی که آن اوضاع را می‌بینند و این وضع و این‌ها خطاب می‌کنند، خدایا، عرض می‌کنند، آخر این چه بساطی است؟ این بهترین خلق تو است. این بهترین خلق تو است. الآن دارند این می‌کنند، بعد خطاب می‌رسد نگاه کنید، آن‌ها نگاه می‌کنند و شمّه‌ای، کمی، قلیلی، ذرّه‌ای از آنچه را که خداوند به واسطه این شهادت به سیدالشهداء داده خدا به این‌ها نشان می‌دهد، آن‌ها همه سرشان را می‌اندازند پایین.

  • بعد خدا مباهات می‌کند می‌گوید ای ملائکه بیایید بروید در روی زمین و نگاه کنید ببینید این بنده من را که چطور تمام سراسر وجود خودش را دارد در راه من فدا می‌کند و همه را فناء در من می‌کند خدا به این شهادت سیدالشهداء دارد به ملائکه فخر می‌فروشد و بیایید نگاه کنید و ببینید که این دارد چه‌کار می‌کند، خب پس شهادت که بد نیست.

  • شهادت سیدالشهداء علیه‌السّلام عین مراتب کمالی اوست، و تحقّق تمام ظهورات، ظهورات توحید در مظاهر مختلف عالم کثرت بود. این مسئله‌ی روز عاشورا. چه چیزی پس بد بود در این قضیه؟ در مسئله‌ی عاشورا چه چیزی بد بود؟ قبحش کجا بود؟ وقاحت در روز عاشورا کجا بود؟ وقاحت به نیت این‌ها برمی‌گشت به نیت عمرسعد برمی‌گشت. تو نیتت را برای خدا بکن. اگر امام حسین را هم کشتی عیب ندارد ولی نیتت برای خدا باشدها! نیت مُلک ری را نیاوری در کار. نیت ملک ری را بیاوری کار خراب می‌شود. آن‌وقت یک گندمش هم به قول امام حسین بدستت نمی‌آید. برو که از گندم ری نصیبت نمی‌شود. این عمرسعد کاغذ گرفته بود دیگر، که وقتی امام حسین را به قتل برساند. ابن زیاد هم مُلک ری و همین طهران را، البتّه طهران آن موقع قریه بود همین ری فعلی خیلی وسیع بود. همین ری، و نقل می‌کنند در اینکه حداقل حدود ٢ فرسخ در دو فرسخ در آن موقع این ری، همین شهر ری فعلی طول و عرض داشته، بیش از آن، این ملک ری را به تو می‌دهم، وقتی که آمد و رو کرد به ابن زیاد گفتش که خب الوعده وفا، بیا پسر پیغمبر را هم کشتیم و ملک ری را بده گفت من به تو گفتم؟ کی گفته؟ گفت کی به تو گفتم؟ گفت: دست خط به من دادی، گفت این دست خط را بده ببینم. آمد و صاف گرفت پاره‌اش کرد و انداخت کنار، گفت: چه کسی به تو گفت؟ همین! جلو رویش پاره کرد. «هان»؟