اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

5
  • البتّه بعضی از کارها را نباید بکنیم [که‌] خراب کنیم‌ها، بمب بگذاریم، دینامیت بگذاریم، ساختمان بریزد یا اینکه فرض کنید التفات می‌کنید همه‌ی درخت‌ها را صاعقه بیاید بسوزاند، یک غیبت که می‌کنیم تمام درخت‌ها سوخته می‌شود، یک نیت نابجا نسبت به برادر مؤمن که می‌کنیم ساختمان فرو می‌ریزد، این‌ها همه هست ها، هم نقلًا و هم شهوداً این مسئله به اثبات رسیده.

  • امام حسین می‌گوید من می‌خواهم در این دنیا مثل بقیه بمانم، من چه‌ام است؟ مگر امام زمان الآن هزار و دویست سال عمر نکرده کسی که امام زمان را نکشته، کسی که نکشته او را، حضرت می‌گوید من‌ هم می‌خواهم بمانم، می‌خواهم هزار سال عمر کنم، دو هزار سال عمر کنم، هی‌ لا اله الا اللَه‌ بگویم، مدام عبادت کنم، طبعاً هی زیاد بشود.

  • خود کشته شدن سیدالشهدا بد بود؟ خودش بد بود؟ نه، که می‌گوید بد بود، اگر کشته شدن سیدالشهدا به مصلحتش نبود پس چرا انجام شد؟ چرا باید انجام بشود؟ خب این ظلم است این ظلم است سیدالشهدا با این کشته شدن مراتبی را پیدا کرد که اگر کشته نمی‌شد، پیدا نمی‌کرد. عین عبارتی که حضرت می‌فرماید: در وقتی که رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم، [حضرت فرمودند:] انّ لک عنداللَه لَدَرجةً لَن تَنالَها الّا بشهادة1، پیش خدا یک درجه‌ای داری، ای پسر من، پیغمبر در خوابِ حضرت می‌آید، ای فرزند من! پیش خدا یک درجه‌ای داری که باید با شهادت به این درجه برسی. خب حالا می‌شود که این شهادت بد باشد؟ اگر بد باشد که به اینجا نمی‌رسد. پس این شهادت چی است؟ خیلی خوب است. خیلی عالی است. شهادت سیدالشهداء علیه السّلام که از سر این شهادت همه ما داریم نان می‌خوریم، زندگی ما مال شهادت سیدالشهداء است، نه زندگی مادّی، منظورم است‌ها! مادّی که هیچ، زندگی معنوی ما، حیات معنوی ما، رشد ما، تکامل ما تکامل شیعه، تکامل شیعیان سیدالشهداء، همه به خاطر این شهادت است، تمام افرادی که به کمال می‌رسند و به فنا می‌رسند و به عرفان می‌رسند از صدقه سر امام حسین دارند می‌رسند، در این مسئله هیچ شکی نیست.

    1. الأمالى (للصدوق)، ص ١٥٢ (با مقدارى اختلاف).