
خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال
خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال
3نفس عمل یک مطلبی است، خواست انسان نسبت به آن عمل مطلب دیگری است. اینکه انسان در یک قضیه شکست بخورد یا پیروز بشود، این یک مسئلهای است. خب بالأخره انسان در هر واقعهای، دو نفر که با هم یک مسابقه میدهند، بالأخره یکی از آنها میبرد دیگر، یکی از آنها عقب میماند. خب این یک مسئلهی بدیهی است، انسان نسبت به یک مطلب که اقدام میکند، بالأخره یا موفّق میشود یا موفّق نمیشود دیگر، خب این یک امر بدیهی است. انسان نسبت به یک شغلی اقدام میکند یا نسبت به آن شغل موفّق است یا موفّق نیست، این یک امر بدیهی است.
یعنی در نظام خلقت هر دو جنبه گنجانده شده، موفقیت نسبت به یک شغل یا عدم موفقیت. خیلی راحت است، این مسئلهای نیست که جای سؤال داشته باشد. انسان میخواهد بیاید یک چیزی را از بازار بخرد یا در بازار پیدا میکند یا پیدا نمیکند، اینها همه امور، امور بدیهی است و جای مطلب هم ندارد.
امّا یک وقتی ما میخواهیم که این مطلب وجود نداشته باشد. ما میخواهیم که این شخص دست به این کار که میزند، موفّق نشود. ما میخواهیم این شخص، این مسئلهای را که پیگیری میکند به نتیجه نرسد یعنی در نیت ما این نکته خوابیده است و در نیت ما این مسئله هست که این شخص این کار برایش انجام نشود این میخواهد اقدام برای یک ازدواج کند، میگوییم که انشاءاللَه این ازدواج سر نگیرد با او دشمنی داریم، با او خصومت داریم، میگوییم انشاءاللَه که این موفّق نشود، به او جواب رد بدهد، یا اینکه فرض کنید که برای این مورد دختر، انشاءاللَه فرض کنید که شوهر مناسبی پیدا نشود، چون حالا مثلًا خانوادهها با هم فرض کنید که خیلی میانهشان خوب نیست، یا یکی میخواهد فرض بکنید که یک اشتغالی را در پیش بگیرد انسان با او مسئله دارد. انشاءاللَه که سرش به سنگ میخورد و دستش به طلا بزند خاکستر بشود انشاءاللَه، از این مسائل، یا میخواهد فرض بکنید که درس بخواند، انشاءاللَه که در این درس موفّق نشود و رد بشود.
