کیفیت خواست صحیح انسان از خداوند متعال نسبت به اموردنیوی
3و یک وقتی خود من از شما چه پنهان دنبال این بودم که از همین قرصها پیدا کنیم، غذا را بگذاریم کنار، حوصله دارد آدم بنشیند هی بخورد دهانش را بجنباند یک قرص میخورد تا چند روز راحت هست دیگر، به کارمان برسیم ولی تا هنوز به دست نیاوردیم، خب خیلی جالب میشود، اگر اینطور بشود خیلی جالب میشود.
شما ببینید حضرت موسی علی نبینا و آله و علیهالسّلام چهل روز در کوه طور بود در این چهل روز در روایت داریم «لم یاکل و لم یشرب و لم ینم»1 اصلًا نه خورد نه آشامید و نه یک لحظه خوابید و نه یک لحظه خوابید، این چطور میشود که انسان در موقعیتی قرار بگیرد که در آن موقعیت طبعاً خب آن روح و آن نفس، اداره و تدبیر بدن را به عهده میگیرد و نمیگذارد که تحت تأثیر علل و عوامل طبیعی، آن قاعده و قانون کون و فساد شامل حال این بدن طبیعی و فیزیکی بشود اینها از خصوصیات روح است و مثالهایی هم برایش خیلی زیاد است و حکایاتی هم برای این مسئله خیلی نقل میکنند.
و یا اینکه از رسول خدا سؤال کردند که حضرت غذا نمیخورد و نمیخوابید و این مسئله برای افراد تعجّب شد، بعضی از زنهای پیغمبر سوال کردند چرا شما غذا نمیخورید؟ همهاش روزه میگیرید و این روزه را به روزهی بعد متّصل میکنید و اصلًا چه؟ حضرت فرمودند: «أبیت عند ربّى یطعمنى و یسقینى»2 من شب را به روز میآورم در پیش پروردگار خودم، او به من غذا میدهد و مرا سیراب میکند، شب را به روز آوردن «باة یبیت» یعنی شب را به روز میآورد، بله ما هم شبمان را به روز میآوریم، پیغمبر هم شبش را به روز میآورد شبش را به صبح، بله دیگر، ما تماشای فیلمهای سینمایی و فوتبال که چند ساعت بنشینیم پای فوتبال که این توپ از این طرف برود آن طرف از آن طرف برود، ما با توپ میرویم آن طرف میدان، دوباره یکی میزند میآید این طرف با آن میآییم، به جای اینکه توپ دنبال ما بیاید ما دنبالش میرویم خیلی دیگر مقام ما واقعاً بالا رفته و خیلی بالا گرفته است هرجا آن میرود ما را با خودش میکشد تمام وجود ما یک مرتبه میآید این طرف، تخیلات ما تصوّرات ما امیال ما خواهشهای ما، امنیههای ما، آی آی آی الآن دارد میخورد آی آی آی الآن رفت توی آن، آی الآن گل شد، الآن چه شد؟ دوباره وقتی که میخواهد بیاید این طرف تمام این خواستها و وجود دیگر، وجود ما چیست؟ همین که در ذهن ماست دیگر وجود ماست بدن که چیزی نیست آن امنیهی ما آن
- پيدا نشد
- مناقب آل أبى طالب عليهم السلام، ج ١، ص ٢١٤؛ عوالى اللئالى، ج ٢، ص ٢٣٣.

