کیفیت خواست صحیح انسان از خداوند متعال نسبت به اموردنیوی
10آنچه که از مرام بزرگان و از کلمات آنها میشود استفاده کرد این است که انسان باید در دعاهای خود از خدا طلب عافیت کند و عافیت یک لفظ جامعی است.
یک وقتی مرحوم آقا کسالت کبد پیدا کرده بودند آمده بودند طهران، افراد، قوم و خویشها، دوستان میآمدند برای دیدن ایشان تا اینکه خب ایشان برگشتند به مشهد و در آنجا خلاصه عمل کردند، یکی از همین افراد، اقوام سببی، از اهل علم آمده بود پیش ایشان، خیلی اظهار ناراحتی و اینها، ای آقا چه شده است و فلان؟ بعد آقا فرمودند که آقا چیزی نیست همهاش خیر است همهاش رحمت است این چیزی نیست، ما همهاش توقّع داریم بر این که به یک سمت باشیم، همهاش توقع داریم سالم باشیم همهاش توقّع داریم صحّت داشته باشیم و انگار اصلًا این مرض یک وجود اهریمنی دارد که همانطوری که انسان از شیطان فرار میکند باید از مرض هم فرار کند این است، بله انسان باید بدنبال طبیب و دوا و معالجه برود امّا مرض که دیگر وجودش وجود اهریمنی که نیست بالأخره مسائل مصیبات و اینها .... گفت آخر آقا در دعا داریم در دعای کمیل «و قوّ على خدمتک جوارحى» ایشان فوری فرمودند «واشدد على العزیمة جوانحى».
امیرالمؤمنین در دعای کمیل میفرماید که برای خدمت تو جوارح مرا در صحّت و سلامتی و قوّت قرار بده که بتوانم خدمت تو را انجام بدهم ایشان فرمودند آن دل و باطن را اول بیا درست کن حالا آن بالأخره و اشدد علی العزیمة جوانحی، یعنی مراتب باطن مرا برای لقاء خودت و برای عزم به حرکت در راه خودت قوی بگردان یعنی آنچه را که باطن را سوق میدهد و حرکت میدهد ممکن است همین امراض باشد همین مرض باشد همین شدّت گرفتاریها و اینها باشد، آن مهم است ولی ما فقط همین تا میآییم چشممان به یک مریضی میافتد آن تمام شده آن دیگر تمام شد آی زود خب شو، آی زود خب شو، نه بگذار یک خورده بماند، یک خورده صبر کنید چرا زود خب بشود؟ ولی شما قرص را بدهید یک وقتی کم نکنید قرص و دوا و اینها را یا مریض که پیش شما میآید نرود شش جلسه شما بگویید که حالا بماند، شما کارتان را انجام بدهید امّا یک وقتی سوزن شکست دیگر وسط کار شکست یا فرض کنید یک وقتی یک مشکلی پیش میآمد که یک قدری طول کشید بگوییم ا چرا این جور شد؟ چرا آن جور شد؟ یک قدری به آن طرف قضیه هم خب توجه طبعاً داشته باشیم.

