کیفیت خواست صحیح انسان از خداوند متعال نسبت به اموردنیوی
12از آن طرف آن دارویی که الآن وارد این بدن میشود چقدر او تکلیف دارد که جلو برود؟ آنوقت اینها دیگر در آن عالم علل و اسباب و دیگر اینجا حرف برای گفتن الی ماشاءاللَه، آیا سلسله علل و عوامل مادّی در اینجا مؤثّر است یا آنچه که در آنجاست و از آنجا دارد نازل میشود مؤثّر است؟ دیگر در اینجا رفقا خودشان بحمد اللَه اهل خبره و اهل بینش هستند که باید دید در عالم تکالیف، این تکلیفی که بر عهدهی این موجودات حی که همهی اینها حی هستند آن میکروب دیفتری که میآید و موجب میشود که جریان نای انسداد پیدا بکند و باعث خفگی بشود یا مننژیت که بیاید و موجب اختلال مغز بشود و سلسلهی عصبی را از کار بیندازد این میکروب تا چه اندازه خداوند به او قدرت داده و به چه اندازه خداوند به او اختیار داده بر اینکه پیشروی کند؟ تا چقدر؟ ما همینطوری میگوییم که آن شخص مننژیت گرفت آن شخص طاعون گرفت آن شخص وبا گرفت.
مرحوم آقای انصاری یک حکایتی را نقل میکردند از یکی از دوستان خودشان برای مرحوم آقا، ایشان این حکایت را در یکی از جلساتی که پیش مرحوم آقای انصاری بودند نوشته بودند من این را خیلی وقت پیش خواندهام البتّه نمیدانم که الآن نوشتهاش را دارم یا ندارم؟ آن زمانهای سابق بوده، حدود بیست سال پیش، ایشان میفرمودند که یکی از دوستان ما این رفته بود در هند، از ایران رفته بود در هند و بعد از اینکه مراجعت کرد این قضیه را برای من تعریف میکرد میگفت من در هند که بودم در یکی از شهرهای هند، در آنجا ما مشغول تجارت و اینها شدیم [با] اموالی که از ایران برده بودیم آنجا خلاصه از همانجا هم خب بالأخره تنهایی هم که نمیشود هند و عرض میشود که غربت و امثال ذلک طبعاً در آنجا خلاصه بله، طبق سنّت ثنیه نبوی و منهاج راستین آنجا یک مخدّرهی مجلّلهای را هم به عقد و نکاح خودمان هندی درآوردیم بله؟ میخواستیم به سنّت عمل کنیم، شما که میدانید به سنّت خیلی خوب است انسان عمل کند البتّه سنّتهایی که با خواستمان هم بسازدها اینها خیلی خوب است ولی سنّتهایی که با خواستمان نمیسازد .... انشاءاللَه خدا انسان را موفّق کند بر اینکه همه را قبول بکند نه اینکه بعضیها را [بله] و بعضیها را نه، بعد در آنجا خلاصه کار ما گرفت و تجارت ما گرفت چندتا بچّه هم پیدا کردیم و دیگر برای خودمان کاروانسرایی داشتیم، کاروانسرا و بیا و برو و اینها داشتیم.

