اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای انتظار فرج

14197
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

حقیقت معنای انتظار فرج

8
  • یک چیزی یادم آمد الآن یک مسئله‌ای، فراموش نکنم این قضیه‌ای را که می‌خواستم بگویم گاهی اوقات یادم می‌رود مسئله‌ای یک جایی. مرحوم آقا می‌فرمودند که در نجف این آقا شیخ عباس قوچانی تعریف می‌کرد استادشان می‌گفت یک روز گرمای نجف بود، خیلی نجف داغ بود این مرحوم قاضی در منزلشان بود و مرحوم قاضی هم خیلی نسبت به گرما حساس بود و همه‌اش با یک لباس خیلی نازک‌ می‌آمد بیرون خیلی گرما اذیتش می‌کرد خیلی گرمایی بود بعد همین که نشسته بود ساعت یک بعد از ظهر یک مرتبه دید در منزلش را می‌زنند رفت در را باز کرد بنده خدا پیرمرد دید (که این آقای حاج رجب علی بود) حاج رجب علی خیاط که راجع به او هم کتاب هم نوشتند و آدم خوبی بود اهل ذکر بود اهل مراقبه بود، ولی اهل عرفان نبود، دید به عجله آمده، آقا بفرمایید بفرمایید، گفت چیه؟ چه خبر شده آقا؟ آقای حاج رجب علی پیش مرحوم قاضی هم گاهی اوقات می‌آمد، آقا الآن من در حرم بودم امیرالمؤمنین شما را دعوت کردند که بیایید آنجا، شما را کار دارند در حرم، من الآن آمدم. مرحوم قاضی گفت آخه توی این گرما کسی بلند می‌شود .....؟ تو برو به امیرالمؤمنین بگو آنجا خیلی گرم است شما تشریف بیاورید اینجا، ما اینجا سرداب داریم ما اینجا جای خنک داریم ما اینجا آب خوردن داریم برو بگو امیرالمؤمنین بیاید، این همین‌طور ایستاده بود بُهتش برده بود چه دارد می‌گوید؟ این چه دارد می‌گوید؟ گفت: دِ می‌گویم برو بگو دیگر، مگر پیغام نیاوردی؟ پیغام من را هم برو برسان بگو یا علی اینجا خنک‌تر از آنجاست! خلاصه رفت بنده خدا.

  • این انتظار فرج به چه می‌گویند؟ انتظار فرج می‌دانید به چه می‌گویند؟ انتظار فرج این است که ما تصوّر کنیم امام زمان علیه‌السّلام در هر قدمی که داریم برمی‌داریم بغل ما دارد با ما راه می‌آید الآن بغل من کیست؟ جناب آقای طرف راست بنده نشسته‌اند و جناب آقای در طرف چپ ما قرار دارند، در مقابلمان هم خب رفقا دوستان همه هستند.