
حقیقت معنای انتظار فرج
حقیقت معنای انتظار فرج
13میگویند به جای اینکه نماز شب بخوانی الآن برو این نامه را بده. نه آقا اجازه بدهید نماز شب را میخوانیم این عمل را انجام میدهیم آنوقت بعد مثلًا صبح هم وقت داریم برویم بدهیم، در حالی که خود آن شخصی که میگوید این نامه را بده خودش اصلًا دلش میخواهد فردا صبح این نامه بدستش برسد آخه نصف شب که بلند نمیشود برود نامه را فرض کنید که در منزل یکی دیگر بدهد ولی این میخواهد این را از این حال دربیاورد، نامه فردا صبح به دستش میرسد ولی این باید الآن از این حال دربیاید، میگوید نه! چرا؟ آنوقت بلند میشویم چهکار میکنیم؟ شروع میکنیم حیله تراشیدن، نامه را میگیریم میآییم تو، خب إنشاءاللَه، الان قدری سر درد میکند، شاید هوا هم یک خورده سرد است، شاید مناسب نباشد فلان و فردا حالا اوّل وقت میرویم حالا بله یک نماز شبی بخوانیم یا مثلًا چه بکنیم و شروع میکنیم این طرف کردن و آن طرف کردن بله منظور ایشان قطعاً این نبایست باشد باید بالأخره ... الآن بابا خوابند در خانهی مردم را زدن اشکال دارد شرعاً، شبهه دارد مسئله، شروع میکند نفس میآید چهکار میکند؟ شروع میکند، شروع میکند، تا یک مرتبه ..... نقل میکنند یک قضیهای، قضیهای اتّفاق افتاده، میگویند یک شخصی آمد پیش ذوالنون مصری، ذوالنون مصری از عرفا و اینها بود. گفتش که اسم اعظم میخواهم، اسم اعظم به ما تعلیم بده. گفت: اسم اعظم میخواهی چهکار کنی؟ گفت: اسم اعظم را میخواهم بخوانم رفع گرفتاریها بشود، ظلم از مظلوم برداشته بشود، هر ظالمی را نمیدانم چپ کنیم، راست کنیم نمیدانم فرض بکنید که خلاصه چه بکنیم. این هم گفت حالا برو، هرچه اصرار کرد، یک روز به او گفت خب حالا فردا بیا. من فردا این مسئله را به شما [میگویم]، فردا رفت گفت این جعبه را بردار ببر فلان شهر، برسان به دست فلان شخص، این هم آدرسش اینجا.
