اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای انتظار فرج

14197
سال 1422
جلسات

حقیقت معنای انتظار فرج

14
  • شخص بلند شد جعبه را برداشت و برد آنجا، حالا تو راه می‌رود ببینیم این جعبه چه چیز است [که‌] این به من می‌گوید [ببر؟] سبک است خیلی چیز سنگینی نیست، یک خورده رفت گفت نه! نمی‌شود انسان خیانت در امانت نمی‌تواند بکند، دوباره یک خورده رفت گفت خب حالا یواشکی درش را باز می‌کنیم این هم مثلًا قفل و بست و این چیزها نداشت بعد باز یک‌دفعه نفسش گفت، نکند این عمل خلاف تلقی بشود، بعد چیز بکند. باز رفت جلو، بالأخره بعد از یکی دو ساعت دید یک تکان‌هایی می‌خورد توی این جعبه، گفت ببینم این چیست؟ این چیست که این جعبه مثلًا یک چیز مهمی است و فلان، گفت حالا باز می‌کنم او که نگفت به ما باز نکن، گفت نه حالا باز کنیم، باز کرد یک موش درآمد پرید از تو جعبه در رفت، گفت ا من را فرستاده یک موش ببرم بدهم؟ موش ببرم بدهم به فلان جا؟ برگشت پیش ذوالنون و خیلی عصبانی بود! من را مسخره کردی؟ موش می‌دهی به من تو جعبه ببرم؟ تا آمد حرف بزند ذوالنون که خب این داشت می‌دید قضیه را گفت تو در حفظ یک جعبه نتوانستی خودت را نگه داری چطور می‌توانی اسم اعظمی را که به تو می‌دهم نگه داری؟ تو یک جعبه نتوانستی نگه داری و ببری سر جا، آن‌وقت می‌خواهی من به تو اسم اعظم بدهم آن‌وقت با آن هر کاری دلت می‌خواهد بکنی؟

  • شروع می‌کند چه؟ انسان به تأویل و توجیه کردن و بعد چه می‌شود؟ آن عمل را انجام نمی‌دهد انجام نداد ماند، همین جا ماندی. چقدر خوب است انسان صاف باشد. می‌گویند آقا این کار را بکن خیلی صاف، صاف برود بکند، هی این طرفش کند آن طرفش کند بالا کند پایین کند یک جوری محمل دربیاورد سوراخ سمبه از آن بکشد بیرون، قانون بیاورد، تبصره بیاورد ها؟ خب ضررش را کی می‌برد؟ ضررش را خودش می‌برد. هر چیزی هم که می‌گویند که آن چیز موافق با طبع نیست گاهی اوقات مخالف با نفس است می‌گویند آقا در فلان مجلس شرکت کن، این با نفسش مخالف است نمی‌خواهد شرکت کند شروع می‌کند یک چیز کردن، یک راهی، هان! نفس شروع می‌کند چرخیدن، شرکت کن خب برو بکن دیگر، برو بکن خودت را از این نفس نجات بده چرا هی خودت را اذیت می‌کنی؟ آن کسی که می‌آید این کار را می‌کند خودش را اذیت می‌کند، فکرش را اذیت می‌کند، نفسش را اذیت می‌کند اوقاتش را همه را می‌گیرد تبعات به وجود می‌آورد.