
حقیقت معنای انتظار فرج
حقیقت معنای انتظار فرج
11هر کاری که میخواهیم انجام بدهیم ما با خدا این شرط را کردیم حالا این حرف را بزنم یا نزنم؟ این کار را انجام بدهم یا ندهم؟ این عمل را الآن انجام بدهم یا انجام ندهم؟ این کار را کردم خب حالا این یکی را ولش کن، این یکی عیبی ندارد حالا دفعه بعد، ا! نشد که، همان جا اگر خدا بیاید بگوید مگر به من نگفتی؟ کی گفتم؟ صبح به من گفتی، همان صبح به من گفتی نمیکنم، مگر خودت نگفتی؟ و این مسئله ایست که بسیار مسألهی مهم است این یک مسئلهی تمرین نفسانی است تمرین حفظ موقعیت و حفظ شخصیت و حفظ آن تعهّد و تخیل است که انسان بیاید و آن واقعیتهایی را که با آن واقعیتها در عالم ظاهر ممکن است مواجه بشود آن واقعیتها را در وجودش متحقّق فرض کند و خود را در آن موقعیتها در عالم نفس قرار بدهد بعد از یک مدّتی دیگر خودش را در آن واقعیت احساس میکند این مسئله مسأله تمرین نفسانی واقعیتهایی است که انسان آن واقعیتها را در ذهن خودش اوّل میپذیرد مبانی را در ذهن خودش میپذیرد آنوقت دیگر در این صورت کمکم کمکم آن جریانات و پدیدهها و حوادث خارج که باید بیاید و روی انسان یک به یک اثر مثبت بگذارد و حال انسان را از تعلقات به نفس و تعلقات به ماده بیرون بیاورد و جنبه تجرد و جنبه توحید را در انسان آنها قوی کند بدون آن واقعیتها انسان به این نتیجهای میرسد بدون آن واقعیتهایی که بخواهد در آن قرار بگیرد.
این را میگویند: «تفکر ساعة خیرٌ من عبادة سبعین سنة»1 یک ساعت نشستن و فکر کردن از هفتاد سال عبادت بنده میگویم هفتاد هزار سال، حضرت که فرمود هفتاد سال شاید بخاطر اینکه اگر بگوید هفتاد هزار سال تعجب نکنند بالاتر است چرا؟ چون عبادت یک عمل است و عمل در صورتی که با آن پدیدهی نفسانی و با آن تفکر صحیح عقلانی توأم نباشد اصلًا خودش تبدیل به یک عادت نامناسب و حجاب نامناسب بقول معروف تبدیل به یک پروسهی زشت خواهد شد یعنی همین عمل کمکم در وجود انسان میآید و تبدیل به یک عادت میشود لذا هرچه بگذرد هی نفس در این عمل عادتش بیشتر میشود و ای کاش زودتر قطع بشود، هرچه بیشتر نماز بخواند هی دورتر میشود هرچه بیشتر روزه بگیرد دورتر میشود، هرچه بیشتر اطاعت بکند دورتر میشود چرا؟ چون این عمل با آن تفکر و جایگاه صحیح قرار نمیگیرد که بِبُرد، قطع کند، تعلّقات را قطع کند یک عملی است که نفس این عمل را برای خودش پذیرفته، قبول کرده اینجاست که مربّیان اخلاق و مهذّبین نفوس برای رفع این مسئله گاهی از اوقات شاگردان خودشان را به خلاف آن روش و سیرهی متعارف و متداوله امر میکنند.
- أوصاف الأشراف، ص ٤٧.
