
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
5مثل اینکه فرض کنید که من یک کنترل در اینجا دستم است. از وسیلهی کنترل که در اینجا هست، یک وقتی میروم خودم، این وسیله، میآیم این دکمهها را میزنم. این نوار که از این طرف میچرخد بعد دوباره یک دکمه را میزنم این نوار از آن طرف میچرخد، همه هم میبینند. یک وقتی نه، شما در آن اتاق نشستید، من هم این گوشه، کسی مرا هم نمیبیند. خُب با کنترل میزنم، از این نوار میچرخد هر دوأش یکی است. نوار را از آن طرف چرخید، از آن طرف چرخید در صورت اول خودم را نشان دادم، در صورت ... این خیلی ... مسأئله از اسرار است ها دارم خدمتتان میگویم. بروید در این قضیه فکر کنید. به جاهایی میرسید یک وقتی من میآیم خودم را نشان میدهم همه میبینند. یک وقتی نه! خودم را نشان نمیدهم این گوشه مینشینم ولی هر دو کار چیه؟ یکی است تفاوت [ندارد.] هر دو بالاخره نوار از این طرف میچرخد از آن طرف میچرخد، صدا زیاد میشود، صدا کم میشود، تند میشود شُل میشود. ها؟
کاری را که یک ولی انجام میدهد باید ما بدانیم که غیر از اجراء همان تقدیر چیز دیگری نیست، بیخود چیزی نخواهیم از او، بیخود هی نیاییم بگوییم که بیا این ور بکن مسئله را، آن ور بکن. پیش مرحوم آقا میآمدند ها! این را که الآن من خدمتتان عرض میکنم، الآن سالبه به انتفاء موضوع است. الآن ولی وجود ندارد ولی من منظورم چیز دیگر است. منظورم تصحیح افکار خودمان است. این برای ما مهم است حالا چه ولی باشد یا نباشد. فکر باید تصحیح بشود، فکر که تصحیح شد دیگر بود و نبود ولی یکی است فرقی نمیکند. التفات کردید.
هی نیایید بگویید آقا کار دست شما است. نخیر کار دست ما نیست. نه بنده نه غیر بنده، هیچ چیز نیست. هیچ کار دست ما نیست، زورمان به خدا نمیرسد میآییم یقه بیچاره را میگیریم. اگر راست میگویی برو آن طرف، برو بگیر، یقهاش را بگیر دیگر، آن بالا خدا وایساده برو بگو خدایا باید بچه من را حتماً شفا بدهی. به تو چه میگوید؟ میگوید برو پی کارت. خدایا باید حتماً قرض من را اداء بکنی. میگوید به ظاهر انجام بده، طبق مسیر ظاهر انجام بده.
