اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی

14379
سال 1422
جلسات

مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی

12
  • وقتی یک نفر زمام امور خودش را سپرده به دست امام علیه‌السّلام یا به دست ولی و استاد، دیگر نباید به عواقب این مسئله نگاه کند که عواقب چه خواهد شد؟ عواقب از امور عارضی است و امور ظاهری است. این عواقب می‌آید و می‌رود. تبعاتی می‌آید و می‌رود. خوب حالا اگر فرض کنید که به دست استاد نمی‌سپرد چند سال؟ هزار سال عمر می‌کرد؟ نه بابا، همان آجر می‌افتاد در سرش می‌مرد دیگر، ها؟ تفاوتی نمی‌کند قضایا. حالا اگر فرض کنید که به دست استاد نمی‌آمد و از او فرض کنید راهنمایی می‌خواست این دیگر فرض کنید که عمر نوح را می‌کرد؟ دیگر اول خوشبخت بود؟ نه آقا جون همه هشتشان گرو هیجده‌شان است این ور بدو آن طرف بدو، خدا نعمتی را که طالبین راه خودش و متعلّقین به ذیل عنایات خودش، عنایت کرده. اینکه دل آن‌ها را متوجّه خودش کرده. این جایست که پیدا نمی‌شود. این چیزی است که دیگر جایی نیست. و الّا مسائل در این عالم، گاهی صعود دارد گاهی نزول دارد. فراز دارد، نشیب دارد. شل کن دارد، سفت کن دارد مضیقه دارد سعه دارد، صحت دارد، مرض دارد، این‌ها همه چیست؟ قضایایی است که هست. و این مسائل انجام خواهد شد. این نهر در این رودخانه همین‌طوری می‌رود و ما هم جلوی جریان این نهر را نمی‌توانیم بگیریم. می‌رود. کاری را که ما می‌کنیم، خودمان را با جریان این نهر وفق بدهیم. این مهم است. این مهم است. و إلّا این عالم می‌آید و همین‌طور می‌رود.

  • پس بنابراین اگر شخصی رجاء به او دارد. دیگر غیر او را نباید در دل خود راه بدهد. از مظاهر جمالیه پروردگار دیگر نباید در این قضیه خلط کند. چه این مظاهر، مظاهر دنیویه باشد، یا حتی اخرویه باشد.

  • لذا مرحوم آقا در دستورات سلوکی و مقدماتی خودشان به افراد می‌فرمودند از هرچه غیر از اوست چشم را ببند. و در این راه هرچه دادند، طی الارض دادند. دادند، ندادند، ندادند. طی السّماء دادند، قدرت بر بعضی از تصرفات دادن، ندادند، ندادند اصلًا سالک نباید فکرش را حتی لحظه‌ای، لحظه‌ای فکرش را حتی بیاورد. حتی لحظه‌ای بیاورد. چرا؟ چون آن مسأله اطمینان و حالت طمأنینه‌ای‌ که برای حضور او، برای سالک پیدا می‌شود به هیچ چیز قابل عوض نیست. به هیچ چیزی قابل عوض نیست.