
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
3حالا قضیه به راست و دروغش کار نداریم. به واقع، به جنبهی سنبلیکش کار داریم به آن نتیجهای که از این مسئله است. واقعاً ما خودمان را بیازمائیم. ما خودمان را بسنجیم. در مدعای خود نسبت به محبوب و به مطلوب حقیقی، در مدعای خود تا چقدر صادقیم و تا چقدر پا در میدان میگذاریم؟ تا چقدر؟ این قضیه کوفه و اهل کوفه و مسائلی که در آن زمان اتفاق افتاد اینها فقط یک کوفه نبود ها. الآن هم کوفه وجود دارد. الآن هم کوفه هست. و الآن هم کوفیان هستند. ما در خودمان این قضیه را جستجو کنیم. که ما کوفیان هستیم یا نه؟ نیستیم؟ هستیم یا نیستیم؟
مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه ایشان استاد اخلاق و مربی و مهذّب نفوس، مرد بسیار بزرگ، مطلع بر مصالح و مفاسد، و مرد حقیقی و صادقی بود و در عین حال در طبّ قدیم و اینها ایشان سر رشته داشت و نسخه میداد و برای مرضا همین ادویه و اعقاقیه قدیمی تجویز میکرد یک روز یکی از همین دوستان ایشان، بچهاش مریض میشود و ایشان هم دوا میدهد. و از قضا این دوا مؤثر واقع نمیشود و مصلحت خدا بر این بوده که این فوت کند، و این فوت میکند. نه اینکه بر اثر دوای ایشان بوده، دوای ایشان نکشت او را. مرض خوب نمیشد، مگر حتماً هر دوایی داده میشود تأثیر بگذارد؟ همچنین تضمینی نیست به دوا، اگر قرار باشد هر دوایی مؤثر باشد، دیگر کار عزرائیل کساد میشود. عزرائیل را که خدا نمیخواهد [بیکار باشد]، خدا را خوش نمیآید عزرائیل بیکار باشد. بالاخره آن عزرائیل هم باید مشغول باشد، بله، جناب عزرائیل هم از بیکاری حوصلهاش سر میرود. خلاصه، جبرائیل مال ملک علم است و اینها، اسرافیل مال ملک رزق است و اینها و میکائیل ملک حیات است و اینها، جناب عزرائیل هم ملک قبض روح است خدا این مسئولیت را به او سپرده، حالا اگر بیکار باشد. حوصلهاش سر میرود دیگر، خدایا پس کو؟ امروز تو پروندهمان ننوشتی. اسم کسی را ننوشتی.
