اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی

14379
سال 1422
جلسات

مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی

15
  • مسئله این‌طوری است. چرا؟ چون آن تعلّقات که باید در این مدت حیات از کثرات کنده بشود و به آن وحدت آن تعلّق بوجود بیاید، آن تعلّق در این مدت حیات کنده نشده. رسیدن به بعضی از مسائل در این تعلّقات اضافه کرده. اضافه کرده، راه سلوک و راه عرفان قطع تعلّقات است. نه اضافه کردن تعلّقات و این راه راه راه چه است؟ راه تعلّق است. تعلّق را به کثرات زیاد می‌کند. کثرات که فقط نان و پنیر نیست. کثرات پرداختن به غیر از اوست. این کثرات است. هرچه که موجب بشود نفس دلخوش بشود به غیر او، این می‌شود کثرت.

  • می‌گویند عُمَر الآن در تألیفات است که ایشان در تعریف‌هایی که می‌کنند آقا نان و سرکه می‌خورد تو نان و سرکه می‌خوردی برای چه؟ برای اینکه مردم را گول بزنی. اگر راست می‌گفتی دست از خلافت بردار. می‌گویند فلان شخص تعریف می‌کنند این خیلی این شخص عابد و زاهدی بود فقط غذایش نان و پنیر است این دیگر به دنیا توجه ندارد چی چی توجه ندارد! دنیای او در سن هشتاد سالگی و هفتاد سالگی و شصت سالگی همان دنیای بچه است در سن ده سالگی و همان دنیای جوان‌ است در سن بیست سالگی و همان دنیای جوان است در سن سی سالگی و این‌ها، همان است شکلش عوض می‌شود.

  • یک بچه وقتی که می‌خواهد بازی کند چه کاری می‌کند؟ باز هم صد رحمت به بچه که اصلًا نفس ندارد. یک جوان بیست ساله، سی ساله، در تفکراتش و در عالم ذهنش چه می‌گذرد؟ همین پرداختن به لذات و امور دنیا و شهوات و فلان و این‌ها، این دیگر، این مسائلی که خب برای آن است. اگر به او بگویند که آقا من باب مثال ما به تو ریاست می‌دهیم ریاست یک کشور را به تو می‌دهیم ولی زن به تو نمی‌دهیم می‌گوید برو بابا، من ریاست را می‌خواهم [برای‌] چه؟ برای اینکه به منافعش برسم؟ به چه؟ من ریاست می‌خواهم؟ به من یک میز بدهند بگویند تویش برو بنشین. من صد سال نمی‌خواهم، به من ده‌تا بیست‌تا [زن‌] بدهید، ریاست نمی‌خواهم بدهید. می‌گوید دیگر؟ به یک جوان سی ساله و فلان اگر بگویند که آقا فرض بکنید که فلان علم را به تو می‌دهیم که بدانی در پشت این کوه چه خبر است یا در صد سال پیش چه [گذشته؟] می‌گوید من این‌ها را می‌خواهم چه کار بکنم؟ من می‌خواهم به یک مطالبی برسم که الآن با مقتضیات نفس من تطبیق می‌کند و این‌ها این نیست.