
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
4این دواها حکم واسطه را دارند. اذن از طرف او بیاید این دوا اثر میکند اذن از طرف او نیاید، اگر به جای یک کپسول شما یک گونی هم کسپول بخورید، فاید ندارد. هیچ تأثیری ندارد. باید دید از طرف او چه مقدّر شده و آن جنبه فاعلی آیا به این واسطه اعطاء میشود یا اعطاء نمیشود؟ این مسئله است. حالا ما از طبیب میبینیم ما از وسایل میبینیم خب اینها همه، بعضیهایش هم اشتباه است. اتفاقاً این دارو مؤثر واقع نشد و این بچه فوت کرد. بچه هفت هشت ساله از دنیا رفت.
این بنده خدا، همین شخص، آنقدر از این کار متأثر میشود که میرود و شکایت میکند به دولت و میرود محاکم، از دست آقای انصاری، که آقا ایشان بچه ما را کشته، بنده خدا میگوید چه اشتباهی کردیم اصلًا آمدیم در خانه این؟ بابا شما آمدید ما را بردید میخواستید نیایید این همه دکتر ریخته، چرا آمدی ما را [بردی؟]، وانگهی مگر قرار بر این است که اینها کارهایی که انجام میدهند همه بر وفق منویات طرف باشد؟ نه، اینها بر وفق تقدیر کار انجام میدهند، حالا تقدیر بر اماتهی این است. بسیار خوب، یک نسخهای میدهد به حساب، حالا این نسخه را برو بگیر حالا ببین آنجا چه تقدیر شده؟ بله اگر تقدیر بر شفاء باشد این نسخه خوب میکند. ولی اگر تقدیر بر اماته باشد آیا ولی خدا میآید تقدیر را عوض کند؟ عوض کند که دیگر ولی نیست. آن یک شخصی است که در نفس گرفتار است. مسائل را به مقتضای نفس و اهویه نفسانی انجام میدهد. دیگر اسمش را ولی نباید بگوید.
هنر یک ولی، این است که بیاید عیناً و عیناً و عیناً طبق آنچه که اگر خدا از آن مقام تجرّد خود تنازل می کرد و به صورت ماده میآمد چه میکرد؟ او بیاید این کار را انجام بدهد، اگر خدا از آنجا مجسّم بشود و تنازل کند و بیاید پایین و بخواهد نسبت به این امور ظاهر، رتق و فتق کند. چه کار میکند؟ خب یکی را شفاء میدهد یکی را میکشد. یکی را زنده میکند، یکی را میمیراند یکی را در حیات میزایاند یک را سرِ زا میبرد، همین کارها را که میکند، یکی قرض میآورد، یکی قرض را اداء میکند ها؟ حالا تنازل نکرده آن بالا نشسته. ولی فرقی میکند قضیه؟ چه فرقی کرد؟
