
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
مكتب عرفان یعنی مكتب عبودیت و تسلیم بودن دربرابراراده و مشیّت الهی
14حالا این شخص بعد از یک زمان و بعد از یک مدّتی وقتی که انسان توجه میکند و مقایسه میکند او را با فردی که اصلًا در این مسائل نبوده و ذهن خودش را تمرکز در یک جهت قرار داده و رسیدن به او قرار داده و معرفت او قرار داده و عبودیت او قرار داده بدون حشو و زوائد. و بدون این مسائل جانبی، اثرش چه است؟ اثرش این است که یک نارحتی که پیدا میکند سه سال از کارهایش دیگر دست میکشد. سه سال تشویش برایش است. چهار سال برایش تشویش است. اما مرحوم آقا تا همان روز آخر مشغول چه است؟ نوشتن است. تا همان روز آخر مشغول تألیف است. تا همان روز آخر مشغول مطالعه است تا همان روز آخر مشغول تتبّع است چرا؟ نفس آرام است. میگویند آقا فردا میمیری. میمیرم که میمیرم فعلًا مطالعهمان را بکنیم این مطالعه مال امروز است.
مرحوم آقا نمیدانستند که فردا فوت میکنند مثل همین چراغ که من دارم میبینم ایشان هم میدید که فوت میکنند. من پسرشان هستم دیگر مثل ...، ولی اصلًا یک نفر متوجه شد به اندازه سر سوزنی که چه قضیهای در پیش است. ابداً! بنده خودم شاهد بودم دیگر. من بودم دیگر بالای سر ایشان در بیمارستان که آن شب ..... ایشان سه ساعت بعد فوت میکنند با همه میخندید آقا. شوخی میکرد آقا. با همه شوخی میکرد قهقه میخندید. سیسییو، آقا خنده برای شما ضرر دارد. عجب، عجب، اصلًا انگار نه انگار که. این چه است؟ این نفس مطمئن است. این نفس به مرتبه اطمینان رسیده، مردن شوخی نیست آقا! شوخی است؟ پرونده دیگر تمام است دیگر. پرونده یعنی دیگر تمام. سلام علیکم حال شما احوال شما خوش آمدید ما را وقتی دیدند. مرحوم آقا، از طهران رفته بودیم دیگر آن شب، شنیده بودم اصلًا آنچنان مسئله غلط انداز بود که ما میگفتیم نه آقا ایشان إنشاءاللَه دو سه روز هستند و بعد هم میآیند منزل و بعد دیگر آن یک ساعت آخر قضیه یک نحوه دیگری شد که خود ما هم، متوجه شدیم.
