حقیقت رجاء به خداوند متعال و مراتب آن
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ أعْلَمُ أَنَّک لِلرَّاجِى بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ وَ لِلْمَلهُوفِینَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ و أَنَّ فِى اللَهفِ إِلى جُودِک وَ الرِّضَا بِقَضائِک عِوَضاً مِنْ منع الْباخلینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِى أَیدِى المُسْتَأْثِرِین.1
این فقرات تقریباً میشود گفت به یک معنا و به یک سیاق است «بدرستی که من میدانم و تحقیقاً مسئله همینطور است که لِلرَّاجِین بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ برای افراد امیدوار، تو در جایگاه اجابتی. حضرت در اینجا میفرماید: به تحقیق مسئله این است که کسی که امید به تو دارد ردخور ندارد کلام حضرت این است دیگر، بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ یعنی ردخور ندارد، کسی که امید به تو دارد و این امید به تو قطعاً اجابت خواهد شد و إلّا اگر نه! ممکن بود خدا گاهی از اوقات این امید را مستجاب کند برآورده کند گاهی نکند حضرت نمیفرمود: بموضع اجابة، بموضع اجابة برای آن موقفی گفته میشود که حتماً آن امید انجام میشود، نه گاهی می شود گاهی نمیشود هر وقت خوشش بیاید اجابت میکند هر وقت خوشش نیاید میگوید نمیخواهم بکنم حالا کی میتواند حرف بزند؟ نه بیخود به من امید دارید نداشته باشید مگر کار دست من نیست؟ میخواهم اجابت نکنم ولی اینجوری نیست قضیه، حضرت میفرماید اعلم من میدانم. کی میگوید؟ امام سجّاد، بنده نمیگویم، امام سجّاد میفرماید. حرف امام هم که ردخور ندارد، حرفهای ما ردخور دارد، چرا.
میگوییم قطعاً اینطور خواهد شد ولی نمیشود، حتماً قضیه به اینجا منتهی خواهد شد امّا نمیشود، حتماً فلان اوضاع اینطور میشود یقین داشته باشید مطمئن باشید، نه میبینیم نشد هیچ نشد. ولی امام علیهالسّلام میفرماید: أعلم نمیفرماید أظن اینطور گمان میکنم نسبت به تو که تو در موضع اجابتی. یا أتخیل اینطور خیال میکنم. میفرماید ....: این أعلم برای ما مسئله است، ها. شوخی نیست قضیه، امام سجّاد که میفرماید واعلم من میدانم واعلم انک غیر از اعلم یک انّ هم آوردهاند انّ هم برای چه میآید؟ برای تأکید میآید للراجین بموضع إجابة برای کسانی که به تو امید دارند، ها! همه نکته اینجاست اگر نصف عمرمان را بگذرانیم این رجاء را بفهمیم جای دوری نرفتیم.
- .

