اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت رجاء به خداوند متعال و مراتب آن

14285
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

حقیقت رجاء به خداوند متعال و مراتب آن

7
  • بعضی‌ها می‌آمدند همین پنج دقیقه صحبت آقا به شش دقیقه می‌شد یک‌دفعه چشم‌ها کم‌کم رفت روی هم یک خورده گذشت صدای خُر بلند می‌شد حالا طرف هم قشنگ می‌رفت از اوّل جایش را آماده می‌کرد به این ستون تکیه می‌داد که قشنگ راحت این زمزمه و لایی لایی آقا، قشنگ او را در یک خواب خوبی قرار بدهد و استراحت کند که وقتی می‌خواهد برود منزل سر حال باشد. این چیزها بوده.

  • یک روز ما در خدمت مرحوم آقا یک سفری به همدان رفتیم ایشان داشتند راجع به این قضایا صحبت می‌کردند در همان مجلس، مجلسِ ده بیست نفری بود که چندتا از دوستان همدان هم بودند خدا رحمت کند مرحوم آقای بیات منزل همین ایشان وارد می‌شدیم و دیگر رفقای دیگر آن موقع، همه به رحمت خدا رفتند حالا بعضی‌هایشان هستند امّا همان منزل آقای بیات می‌رفتیم ایشان گاهی صحبت می‌کردند شب. راجع به اینکه خب انسان باید همّت داشته باشد عمل داشته باشد چه داشته باشد راجع به این این‌ها، وقتی صحبتشان تمام شد همین آقایی که خُرخُر می‌کرد دم چیز آمد نشست و پیش ایشان گفت سلام علیکم، علیکم السّلام گفت آقا من یک سؤال دارم، خب رفیق بودیم دیگر می‌گفتیم می‌خندیدیم گفت آقا ما از اوّلی که آمدیم پیش شما تا حالا چند سال است؟ آقا فرمودند خب ببینید چند سال است بهشان بگویید. ده سال است خب ما این ده سال چه شدیم؟ من آنجا نشسته بودم گفتم بیا جوابت را من می‌دهم بلند شو بیا اینجا. بیا جوابت را من می‌دهم. آقا هیچی نگفتند ساکت شدند سرشان را انداختند پایین هیچ حرفی نزدند. من به او گفتم که بیا من جوابت را می‌دهم. گفتم شما می‌خواهید چه بشوید؟ شما ده سال خُرخُرهایت را واسه آقا آوردید یادت می‌آید؟ می‌رفتی جلوی ستون می‌نشستی خُرخُر می‌کردی یک‌دفعه فرمودند آقای فلان حال شما خوب است؟ بله خب سرت را می‌انداختی پایین یادت می‌آید؟ اگر صد سال دیگر هم این طور باشی قدم از قدم برنمی‌داری، تو امید داری؟ کسی که امید دارد این است؟ بلند بشود بیاید به ستون تکیه بدهد خُرخُر کند جلوی آقا؟ ما همه‌مان دروغ می‌گوییم همه از یک، به قول مشهدی‌ها، گوش دادی؟ مسئله این نیست‌ فَمَنْ كانَ يرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ‌ آیه بعدش چه می‌گوید فَ فَ این فَ فاء چیست اهل ادب؟ فای تفریع. ما یادم رفته دیگر شما باید بگویید دیگر تفریع و نتیجه «فَلْیعْمَلْ» باید عمل کنید، بنده امیدوارم ما سالکیم خب قربان عمه‌ات بروم! ما امیدواریم برسیم دیگر، حالا بیا تا ببینیم کی می‌رسی؟ نه این نشد.