
حقیقت رجاء به خداوند متعال و مراتب آن
حقیقت رجاء به خداوند متعال و مراتب آن
15انسان باید با مردم صادق باشد فلان باشد توجیه نباید بکند خلاف نباید بگوید امّا خود همین آقا هزار توجیه میکند برای اینکه یک مطلب خلاف را چهکار بکند؟ تثبیت کند، خود همین آقا، همین آقایی که عمامه سرش هست این چیه؟ این بخاطر این است که آن حقیقتی را که داری بالای منبر میگویی به عنوان یک اصل آن حقیقت را مطرح نمیکنی داری به عنوان واسطه مطرح میکنی پول دربیاوری زندگیت بگذرد داری به عنوان یک مسئلهی رفع تکلیف میروی کار را انجام میدهی خیلی اگر وجدان داشته باشی به ما گفتن برو این را بگو اگر نکنی فرض بکنید که خُب چیه؟ آقا جان تو که داری بالای منبر الآن داد سخن میدهی یک نفر از همان پایین بیاید بگوید آقا تو خودت هم میدانی؟ آن بالای منبر چه جواب میدهی؟ چه میگویی؟ تو خودت هم به این حرفهایی که داری میگویی عمل میکنی؟ به این مسائلی که داری میگویی خودت هم عمل میکنی؟
انسان باید در نیتش صادق باشد، انسان باید غیر از خدا چیزی را نداشته باشد انسان باید .... خب بسیار خب این حرفها حرفهای خوب ولی آیا اگر مسئله دوران پیدا کند بین منافع تو و غیر، آیا بر این مسئله ایستادی یا اینکه یکدفعه نفس شروع میکند چرخیدن! شروع میکند چرخیدن، شروع میکند یکدفعه تأویل، شروع میکند توجیه، شروع میکند، بعد هم که آدم میرود گیر میاندازد یا علی فلنگ را ببندیم دِ دررو! برویم که جا برای پاسخ نگذاریم چیست؟ همه دروغ است آقا دروغ! همه خلاف است خلاف، خلاف است دیگر، غلام همت آنم که زیر چرخ کبود، ز هرچه عجب شعری است واقعاً! خدا رحمتش کند.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود *** ز هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است 1 هر چی که میخواهد وابسته کند انسان را به غیر او، هر چیزی که میخواهد یک نحوه ربط بدهد بین انسان و بین کثرات، آزاد است. هر چیزی که میخواهد فیالجمله توجهی برای انسان به کثرات بیاورد از همان اوّل قطع کرده، دارد نه اینکه ندارد؟ امّا دل ندارد، نتیجه میخواهد برود فوری میرود، خداحافظ شما، ما رفتیم تعلّق ندارد دیگر، تعلّق ندارد. اگر همه دنیا را بهش بدهند، بدهند همه دنیا را از او بگیرند خب بگیرند، بگیرند و علّت هم دارد ها، علّتش باشد برای فردا شب انشاءاللَه اگر خدا توفیق داد.
- ديوان حافظ، غزل ٣٧.
