كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
3امام سجّاد علیهالسّلام میفرماید: من میدانم، به این علم رسیدم. امام که اشتباه نمیگوید، خدای نکرده خلاف نمیگوید «وَ أَعْلَمُ» یعنی من میدانم، به این نقطه از علم رسیدم که کسانی که امیدوار به تو هستند کسانی که مظلوم واقع میشوند حسرت وصول به تو را دارند وصول به نعمات تو را دارند، تو در جایگاه مناسب قرار داری و هر کسی که رضای به قضاء تو بدهد و به جود و احسان تو، این «عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلِینَ» این از منع باخلیین بینیاز است، آن کسانی که بخل میکنند.
«وَمَنْدُوحَةً عَمّافِى أَیدِى الْمُسْتَأْثِرِینَ» و در بینیازی از دستهای آن کسانیست که برای خود میطلبند و برای خودشان جمع آوری میکنند.
خب این ترجمه تحت الفظی این فقرات بود. حالا چرا پروردگار متعال در موضع اجابت قرار دارد؟ و کسانی که مورد ظلم و حسرت رسیدن به حق را دارند چرا خداوند در جایگاه دستگیری قرار دارد؟ و رضای به قضاء پروردگار چرا میتواند عوض واقع بشود از منع افرادی که بخل میکنند و افرادی که برای خودشان میاندوزند؟ این جهتش چیست؟
جهت این مسئله، علل و عوامل متعدّدهای میتواند باشد که اطلاع بر این علل و عوامل، بینش انسان را در ارتباط با پروردگار و ربط انسان را با آن مبدأ میتواند تصحیح کند و انسان را از این کثرات و از این تعلّقات، میتواند بیرون بیاورد و نفس او را به مرتبه اطمینان و آرامش برساند. اطلاع بر این مسئله.
نکته مهم و محور سخن در کلام حضرت سجّاد علیهالسّلام بر کیفیت بینش انسان است به سلسله علل و اسباب، و تمام گرفتاریهایی که ما در این دنیا داریم به این نکته برمیگردد که سلسله علل و اسباب را ما اشتباه گرفتیم، ما سلسله علل را اشتباه فرض میکنیم علّت را بجای معلول و سبب را به جای مسبّب و مؤثّر را به جای متأثّر میگذاریم و این چشمان رَمَد دیده ما و خواب آلود، چشمی که خواب آلود هست دیدید؟ آدم تازه از خواب پا میشود مقابل خودش را خوب نمیتواند ببیند. میرود یکدفعه سرش میخورد به در، در نمیبیند خیال میکند باز است، خواب آلود است دیگر.

