كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
12مرحوم آقا میفرمودند آدم باید بشکن زنان از این دنیا برود بگه، بخنده و خلاصه، واقعاً همانطور که خودشان رفتند، اینطوری که رفقا تعریف میکنند، من فقط آن لحظات ساعتهای آخر حیات ایشان را دیدم، میگویند وقتی که آن ناراحتی را پیدا کردند توی همان جلسهی عصر جمعه در منزلشان و دیگر نمیتوانستند حرکت کنند یک تخت آوردند گذاشتند روی آن تخت چون آن کوچه را کنده بودند و ماشین نمیتوانست بیاید تا نزدیک، این رفقا که گرفته بودند میگفتند چرا نمیگویید بلند لا اله الا اللَه، لا اله الا اللَه بگویید میخندیدند میگفتند بلند بگویید، میبردنشان بیمارستان، میگفتند بلند بگویید میخندیدند خودشان.
و خب من بودم دیگر توی همان لحظات آخر هم خدمت ایشان بودم یکی هم اینجوری میرود، ها؟ اینجوری میره. اصلًا دنبال عزرائیل میگردد کجایی نمیآیی؟ کجایی؟ به فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسّلام که میفرماید: «لو لااجال التى أجل اللَه (عبارت عربی نا مفهوم) اگر آن مدّت نبود اصلًا اینها مجال مکث در این دنیا را نداشتند، مجال سکونت در این دنیا را نداشتند.1
خدا قسمت کند که خوب عالمیست خوب جاهائیستها، اینهایی که گفتند خب جاهائیست.
حالا این جناب عزرائیل که میآید این کارها را انجام میدهد این جناب عزرائیل هر کاری انجام بدهد انسان چی؟ ممکن است انسان بگوید چرا انجام میشود؟ ولی یک چرایست که فعلًا میآید از ذهنشان میرود، دیگر در ذهن تمرکز پیدا نمیکند چون این مسئله را وابسته به سلل و علل و عوامل غیبیه میداند امّا همین که این علّت و این حادثه بخواهد در علل مادّی تحقق پیدا بکند یکدفعه برای انسان شبهه پیدا میشود که چرا؟ چرا حضرت خضر باید این کار را بکند؟ خب شاید حضرت خضر در اینجا مثل حضرت عزرائیل است چه تفاوتی میکند؟ همانطوری که جناب عزرائیل بدون اجازه این کار را انجام نمیدهد و با تکلیفی که از ناحیه پروردگار به او شده، میآید و یک سر سوزن از جای خود حرکت نمیکند و یک برگ بدون اجازه از درخت نمیافتد، همینطور، خضر هم با اجازه و با آن اذن دارد میآید الآن این کار را انجام میدهد اینجاست دقت کنیم اینجاست آن نکته ای که مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه میفرمودند:
- الكافى، ج ٢، ص ٢٣٧: لولا الآجال التى قد كُتبت عليهم لم تَقِرَّ أرواحُهُم فى أجسادهم خوفاً من العذاب و شوقاً إلى الثواب؛ نهج البلاغة (خطبة متقين)، ص ٣٠٣ (با مقدارى اختلاف).

