
كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
13مردم اگر بروند سر چاه آب و دعا کنند آب چاه بیاید بالا یا [در] چاه خشکیده، آب پیدا بشود مردم این را معجزه میدانند اما اگر شیر منزلشان را باز کنند آب بیاید این را معجزه نمیدانند.
(صوت و لحن آقا تغییر دارد ممکنه اضافه صوت داده شده)
دور و بر ما را خالی کردند میگفت: من نرفتم. من پیشش موندم هر چی گفت تو برو، برای چی نمیروی؟ گفتم: من نمی روم و گفت پیش این موندم و به این غذا میدادم و به این چی میکردم و حتی بغلش، کنارش میخوابیدم. میگفت: تو همون اطاق، بغل این میخوابیدم. آنچه به من گفت: که تو بلند شو برو و این بیماری مُسری است و این چی و فلان، گفت: ما گوش نکردیم. گفت نه! من نمیروم. این خلاف مردانگی و خلاصه خلاف مروت، خلاف لوطی منشی است که حالا ما این همه از کنار تو بهره مند بودیم و اینها حالا [بخواهم تو را تنها بگذارم.] میگفت: چند روزی از گیاهان و این چیزها به این میدادیم و اون، زن و بچهاش هم گذاشتند رفتند که رفتند، اصلًا بطور کلی پیداشون نشد. تا اینکه کم کم حالش خوب شد. کم کم آثار صحت و سلامتی در بدن او ظاهر شد و حالش خوب خوب شد اصلًا خوب خوب، قشنگ دیگه یک فرد عادی شد و عجیب این یک معجزه عجیبی بود که چطور یک فرد وبا میگیرد و بعد خوب میشود. میگفت: این خیلی عجیبه. میگفت: از این قضیه گذشت خانواده
برگشتند، وقتی که برگشتند یک نفر را تو خونه راه نداد. در را بست و گفت: بروید گم شوید، گفت بروید، بروید گم شوید. در رو بست و همه را بیرون کرد.
معجزه نمیدانند در حالی که همهی اینها اعجاز است.
این کلام، کلام چیه؟ آقای حدّاد است این کلام کلام یک عارفی است که به بقاء اتم رسیده، دیگر در تفاوت بین سلسله علل مجرده و غیر مجرده دیگر تفاوت نمیبیند. تمام جریانات و حوادث را از نقطهی نظر ربطش به همان علل و از نقطهی نظر اتصالش به آن مبدا فیض، به روال واحد نگاه میکند! ها؟ میبیند چقدر تفاوت است؟ و چقدر فرق است؟ آن دارد اعتراض میکند میگه: برای چی تو این بچه را الان کشتی؟ آن بچه که گناهی نکرده این بچه که کاری انجام نداده، برای چی کشتی؟ او دارد میگوید که سلسله علل یکی است چه از بالا چه از پایین! چه تفاوتی میکند؟ ها؟
