قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم
7خب حالا حضرت زید این چه بود؟ این مردی بود عالم دانشمند زاهد عابد متّقی صاحب کرامات، حتّی زید بن علی صاحب کرامات بود ولی صحبت در این است که آن ادراک آن رسیدن به مسأله و مطلبی که لازمۀ یک انسان پخته و یک انسان با تجربه، یک تجربۀ سلوکی و تجربۀ عرفانی و رسیدن به مخّ و مغزای ولایت و جریان امور بر اساس علل و اسباب در دست ولیّ زمان و امام آن زمان که حالا خب امام باقر علیه السّلام بود و اینها، این مسأله، مسألهای بود که زیدبنعلی به آن مسأله نرسیده بود فلهذا ما میبینیم آمده و مبارزه میکند و حتّی امام باقر علیه السّلام هم او را نهی میکنند که خب برادر ایشان بودند، نسبت به نهی برادرشان خلاصه آن طوری که باید و شاید مطلب را جدّی نمیگیرند، و حضرت میفرمایند که من میبینم که ترا خلاصه بر دار میزنند و حتّی پیغمبر هم از این قضیّه خبر دادند و لعنت کردند آن کسانی که دور و بر او را گرفتند و بعد او را تنها گذاشتند در دست اینها، داریم و فرمودند فرزندی از من به ظهور میرسد در کوفه هم نام زید بن حارثه که در آن جا حضور داشت ـ در مدینه ـ زید چنین و چنان خواهد شد خدا لعنت کند آن کسانی را که دور او را میگیرند و او را تنها میگذارند او را در دست مردم تنها رها میکنند.
البتّه خب قیامش قطعاً مورد نظر امام نبود یعنی امام علیه السّلام زید را امر به قیام نکردند و حتّی عباراتی را هم که راجع به این مسأله هست وقتی که متوکّلبنهارون میآید و آن صحیفه را میآورد پیش امام صادق علیه السّلام و جریان را شرح میدهد حضرت میفرماید ـ روایت، روایت صحیح است و مانند این هم هست ـ آیا نمیدانی که هر قیامی که قبل از قیام قائم ما در این دنیا به وقوع بپیوندد این قیام ابتر خواهد شد و دنبالهای نخواهد داشت و مانند جوجهای میماند که هنوز جان نگرفته و بال و پر بخوبی برنیاورده، در دست اطفال میافتد و اطفال با او بازی میکنند و او را از بین میبرند، این همینطور است. عبارت امام صادق علیه السّلام این بود که هیچ قیامی انجام نگرفته و انجام نخواهد گرفت تا زمان قائم ما، التفات کردید، این است مسأله، شنیدم بعضیها میگویند مقصود حضرت افرادی هستند که داعی مهدویّت دارند مگر زید داعی مهدویّت داشت؟ این چه تأویلات بیخودی است که میشود؟ بله؟ زید داعی مهدویّتی نداشت در حالی که روایات مربوط به زید آمده، بله! محمّد و ابراهیم فرزندان عبداللَه محض آن محمّد داعی مهدویّت داشت و به عنوان مهدی چون اسم حضرت قائم آل محمّد، ایشان آن اسمشان هم اسم رسول خداست و جایز نیست که انسان آن اسم را قبل از زمان ظهور ایشان ادا کند و حالا این شخص محمّد بن عبداللَه از فرزندان امام حسن مجتبی، او از فرزندان امام حسین است، آن مهدی آخرالزمان که سمیِّ رسول اللَه است او از فرزندان امام حسین است. این محمّد بن عبداللَه به اتّفاق برادرش ابراهیم، در زمان منصور دوانقی خروج کردند، عجب قائم آل محمّدی که امام صادق را در طویلۀ زندان، زندانی میکند! همین محمّد! و منصور دوانقی میآید ـ یعنی بزور میخواهد بیعت بگیرد ـ منصور دوانقی میآید و وقتی که او را میگیرد و در زندان را باز میکند امام صادق را از زندان آن هم از هم چنین جائی بیرون میآورند و امام صادق را تهدید به قتل میکند نه تنها فقط تو زندان میاندازد میگوید این جا میگذارم به تو مهلت میدهم که اگر تو تا این مدّت با من بیعت کردی فبها و إلاّ گردنت را میزنم! این قائم آل محمّد اینهاست! و آن وقت همین شخص را وقتی که منصور دوانقی میگیرد و در زنجیر میاندازد و حرکت میدهد در خیابانهای مدینه، وقتی که به منزل امام صادق میرسند حضرت همینطور اشکهایشان جاری میشود و میگویند واللَه من میدانستم این به سرشان میآید و نهی میکردم.

