قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم
13امیرالمؤمنین در خطبۀ همّام این مطالب را برای ما فرموده، اگر آن مدّت نبود برای اینها، اینها طرفۀالعینی توی این دنیا نمیماندند “لَمْ تَسْتَقِرَّ أرْواحُهُمْ فی أجْسادِهِمْ طَرْفَۀَ عینٍ” یک لحظه نمیماندند منتهی خب میبینند حالا که اَمدشان این مقدار است در پروندۀشان این زمان ثبت شده میگویند خب یک خورده حالا صبر میکنیم، تا آن موقع صبر میکنیم. اینها چه هستند؟ اینها.... خب این زیدبنعلی جزء این افراد بود. خب این فرق میکند با امام باقر علیه السّلام که او امام است و صاحب ولایت است و قضیّهاش....
بعضی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السّلام مثل سلمان اینطور نبودند آنها آرام بودند آنها دارای سکینه بودند آنها دارای وقار بودند آنها بینش دیگری داشتند آنها مسائل را جور دیگری تحلیل میکردند، ابوبکر را میدیدند کار خلافش را هم میدیدند تذکّر هم میدادند ولی در حدّش. مقابله هم میکردند در یک حدّ محدود. مبارزۀ با طاغوت در هر حالی و به هر کیفیّتی هم درست نیست. مبارزه با طاغوت باید در تحت ولایت و دستور امام باشد نه بیشتر. اگر بخواهد از آن حدّ تجاوز کند ممکن است مورد مخالفت امام قرار بگیرد این همه روایاتی که مربوط به تقیّه است مال کیست؟ موسیبنجعفر علیه السّلام چقدر نسبت به هشامبن حکم و همینطور امام صادق علیه السّلام ابراز محبت و علاقه میکردند همین هشامبن حکم که با عنوان بصری بود با او راجع به مسألۀ امامت بحث کرد و او را محکوم کرد. همین هشام بن حکمی که با ملاحده در حضور امام صادق علیه السّلام بحث میکرد همین هشامبن حکمی که وقتی که میآمد امام صادق او را در کنار خودشان مینشاندند. این کارش به جائی رسید که هر چه موسیبنجعفر به او گفتند دهانت را ببند نبست! خب آقا یک حدّی دارد دیگر! تو خوب، مدافع از حریم ما، ولی دفاع باید بر طبق دستور باشد دفاع باید روی حساب باشد. آن موقعی که....

