قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم
9پیغمبر راجع به من این را نگفت؟ پیغمبر راجع به من آن را نگفت؟ شما از من این را ندیدید؟ این فلان آیه در حق من نیامده إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ ﴿المائدة، ٥٥﴾ آیا این آیه راجع به من نیامده؟ گفتند: بله این ایه راجع به تو آمد. گفتند: پس این چیست؟ “إنَّما وَلیُّکُمُ اللَه” کیست؟ هیچ چیز! رأی را به عثمان دادند! خب رأی به عثمان دادید خداحافظ شما ما حالا رفتیم تو خانه، بهتر! پا میشویم الان باز هم میرویم توی خانه! بیچارهها ملک و ملکوت در دست من است تازه از دست شما راحتم! این امیرالمؤمنینی که به ابن عبّاس میگوید به خدا قسم قبای خلافت برای من از این کفشی که یک درهم پیش تو ارزش ندارد بی ارزشتر است! این امیرالمؤمنین به این خلافت چشم دوخته؟ خیلی آقا ما از قضیّه دوریم! خیلی ما دوریم! اصلاً انگار نه انگار اطّلاعی داریم بر اسلام و بر تاریخ اسلام! اگر اطّلاع داشتیم این کارها را نمیکردیم! اگر اطّلاع داشتیم اینطور جان نمیباختیم بر سر این راه! کو؟ این حرفها را که میزند؟ یک عمر بالای منبر میرویم خودمان این حرفها را میزنیم پایش که میرسد از همه بدتریم! میافتیم توی دیگ آش که تا سرمان توی نخودها و لوبیا و سبزیها فرو میرود، بله! امیرالمؤمنین این بود بله! او اینطور بود بله آن اینطور بود!
سیّدالشّهداء میفرماید “إنّی لَمْ أخْرُجْ أشِراً و لا بَطِراً یا اللَهمَّ إنَّکَ تَعْلَمُ أنَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کانَ مِنّا تَنَافُساً فی سُلْطانٍ و لا التِماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَری المَعَالِمَ مِن دینِکَ و نُظْهِرَ الإصلاحَ فی بِلادِکَ و یأمَنَ المَظلومونَ مِن عِبادِکَ. کذا و کذا
خطبههای سیّدالشّهداء را خودمان میرویم میخوانیم امّا وقتی که پایش میرسد ما پیروز میشویم! خطبه میخوانند توی کجا و کجا، به فضل خدا ما در انتخابات پیروز میشویم! اتّفاقاً نشدند! خودم شنیدم، به فضل خدا ما پیروزیم! چه دارید میگویید؟ کجائی؟ هم چنین گیج شدیم نمیدانیم چه کار داریم میکنیم؟ هان!

