اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم

14382
سال 1421

قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم

14
  • به قول مرحوم آقا راجع به بندۀ خدائی بود، آن وقتی که مرحوم آقا می‌گفتند که آقا بنشینید حرکت نکنید حرکت نکنید یک عدّه در این جا خون می‌دهند یک عدّه می‌آیند بر سر این سفره می‌نشینند و این منافع را برای خودشان برمی‌دارند، آن موقع این‌ها می‌امدند به مرحوم آقا اعتراض می‌کردند بعد وقتی که انقلاب پیروز شد همین‌ها آمدند بر علیه انقلاب اقدام کردند، آقا گفتند آن کارتان چه بود؟ این کارتان چه بود؟ من می‌گویم الآن ساکت باشید من می‌گویم الآن حرف نزنید. شما بلند می‌شوید داد و بیداد می‌کنید. آن موقعی که می‌شود بیائید کمک کنید مساعدت کنید انسان باید این انقلاب را کمک کند نکات مثبتش را باید بگیرد نکات منفی را تذکّر بدهد این کار کار را بکنید، شروع می‌کنید حرف زدن، آقای فلان این است آقای فلان آن است آن از کجاست این از کجاست او از کجا دستور می‌گیرد آقا این حرف‌ها ضرر دارد این حرف‌ها را به پای ما می‌نویسند این مطالب را به عنوان شاگرد ما نسبت به ما تلقّی می‌کنند گوش نمی‌دهند این ها چیستند؟ این‌ها افراد بی منطق و افراد بی‌بُن و بدون اصالت علمی بدون اصالت ایمانی و سرِ خود، سرِ خود، یک راهی را می‌گیرد و می‌رود و نظایر این‌ها خیلی بودند در زمان سابق. افرادی بودند در زمان سابق که اینها نه تنها اقداماتشان به نفع اسلام نبود بلکه اینها اقداماتشان بر علیه اسلام تمام می‌شد. خود مرحوم آقا ‌فرمودند که ترور منصور، منصور نخست‌وزیر در زمان شاه، قطعاً این بر خلاف [مصالح] اسلام تمام شد یعنی درست در یک وضعیّتی واقع شد که آن‌ها با تمام قوا آمدند و آن هویدای بهائی را آوردند دیگر، بنای اسلام را اصلاً از بیخ برآوردند خب چرا حالا شما این کار را می‌کنید؟ شما از کی دستور می‌گیرید؟ شما که یک گروهی درآمدید و هی ترور می‌کنید هژیر را ترور می‌کنید و نمی‌دانم منصور را ترور می‌کنید نمی‌دانم رزم‌آرا را ترور می‌کنید از کی دستور می‌گیرید؟ آخر به صرف این که یک طلبه‌ای عمامه بگذارد سرش که کار تمام نیست! همین ها کسانی بودند که خون به دل مرحوم آیۀ‌اللَه بروجردی کردند و ایشان گریه می‌کرد و می‌گفت من نمی‌دانم با این‌ها چه کنم؟ این‌ها مثل فرزندان من، می‌روند هر کاری دلشان می‌خواهد می‌کنند و دست ما را توی حنا می‌گذارند و ما هیچ کاری نمی‌کنیم امّا وقتی گیر می‌افتند می‌ایند سراغ ما! یعنی چه؟ وقتی گیر می‌افتند آن وقت می‌آیند سراغ ما! آقا گیر افتادیم! گیر افتادید چشمتان در بیاید، گیر افتادید بروید تا آخر.