تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
13خب آن استاد که به تو این را یاد نداده در تو چه دیده که یاد نداده؟ دیده که میخواهی به او نارو بزنی گفت: حالا که میخواهی به من نارو بزنی خیلی خب حالا برو نارو بزن باشد، ولی اگر انسان صاف آمد جلو پاک آمد جلو آن هم چه؟ هرچه هست به او یاد میدهد هرچه هست به او یاد میدهد.
مرحوم آقا میفرمودند فلان کس، اسم بردند یکی از افراد که الآن هم هست و برای خودش دار و دستهای راه انداخته میآید حرفهای ما را از زبان ما میگیرد و دزدانه میدزدد و میرود به دیگران میگوید، التفات کردید؟ به اسم خودش و به حساب خودش، میگویند بَهبَه چه حرفهایی میزند؟ بابا این هِر را از پِر تشخیص نمیدهد این نمیتواند اصلًا چند مرتبه فرض کنید که مثلًا چند مرتبه طهارت حاصل میشود برای انسان حالا بلند شدی داری این حرفها را میزنی؟ بهبه این چقدر خوب است! اینها چیست؟ هان؟ اینها را میگویند نامردی بیمعرفتی بدترین چیز در سلوک، آقا! بیمعرفتی است هیچ گناهی بدتر از نامردی و بیمعرفتی ما در سلوک نداریم خدا خوشش نمیآید آدم با خدا صاف باشد آنچه را که مربوط به خداست بگوید مال خداست نگوید مال من است آنچه که لطف و عنایت و خصوصیت است بگوید مال اوست نگوید مال من است از تعریف مردم گول نخورد از بهبه و چهچههای مردم مطلب برایش مشتبه نشود حواسش جمع باشد دائماً این زنگ در مغزش به صدا دربیاید که اینها از تو نیست اینها از جانب دیگری است.
اینها میآمدند این کار را انجام میداند میآمدند پیش آقای حدّاد مینشستند از آقای حدّاد مطلب یاد میگرفتند آن وقت میرفتند در جلساتی که ضدّ آقای حدّاد است میرفتند صحبت میکردند من بودم خودم بودم میدیدم میآمد پیش آقای حدّاد مینشست و مطالب را خب ولی خدا است دیگر هر مطلبی را که میگوید حکمت است هر حرفی را که میگوید این هم میفهمد میشناسد تشخیص میدهد اینها را یاد میگرفت همان روایتی که امام حسن عسکری «علیه السلام» فرمودند: بعضی از این علماء که" اولئِک اضَرُّ علی امَّتی مِنْ جیش یزید بن معاویه علی حسین بن علی"1 اینها میآیند مطالب را، امام حسن عسکری میفرمایندها، اینها میآیند مطالب را از ما میگیرند میروند بعد با آن ذهن خرابشان میپیچانند، بعد بر علیه ما میروند به شیعیان ما تحویل میدهند! عالم است بلد است دستکاری میکند بلد است این طرف و آن طرف بکند مطالب ما را یاد میگیرند چون اگر این مطالب را به شیعه بگویند شیعه توجّه پیدا میکند به چه کسی؟ به امام عسکری توجّه پیدا میکند، کاسه و کوزه اینها خراب میشود این میرود منطق امام را یاد میگیرد بعد میرود بر علیه آن منطق شروع میکند منطقسازی کردن، مشوَّه میکند، کلام امام «علیه السلام» را مشوّه میکند بعد میرود شیعیان را با این طرز و فکر تشویش شده، مشوه میکند مردم را از امام دلسرد میکند مرتبه امام را پایین میآورد خودش را بالا میبرد خودش که نمیتواند به امام برسد امام را میآورد پایین جلو مردم، امام را یکی از افرادی مثل خودش تلقّی میکند مردم را به طرف خودش چکار میکند؟ با این وسیله جذب میکند.
- التفسير المنسوب إلى الإمالى الحسن العسكرى عليه السلام، ص ٣٠١؛ الإحتجاج على اهل اللجاج (للطبرسى)، ج ٢، ص ٤٥٨: هم أضرّ على ضعفاء شيعتنا من جيش يزيد على الحسين بن على عليه السلام و أصحابه.

