دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
3یک راه دیگری هم هست که انسان میانبر بزند ـ حالا من راههای بعد از آن را نمیگویم ـ یکی از آن راهها این است که اوّل انسان مدیر و مسئول آنجا را ببیند که مثلاً همسایه یا پسر خالۀ او است، و او هم با بالاتر و بالاتر صحبت کند. یک راه دیگر این است که انسان نزد نخستوزیر برود و از آن راه نامه و مطالب را به خدمت و به گوش رئیس برساند! یک راه میانبر دیگر هم داریم که انسان با پسر آن رئیس حکومت رفاقت داشته باشد، چون این پسر هر شب پدرش را میبیند و وقتی که شب پدر به خانه میآید، فوراً نامه را میدهد و میگوید: «این آقا نامهای دارد، شما بخوانید و بررسی کنید.» نامه را میدهد و پدر هم که نمیتواند روی بچّه را زمین بگذارد، میگوید: «به او بگویید که فردا ساعت فلان به اینجا بیاید!» اینها راههای مختلفی است برای اینکه انسان مطلب خود را به گوش مافوقش برساند.
ارتباط انسان با پروردگار تکوینی است، نه تشریعی و اعتباری!
حالا آیا قضیّۀ خدا هم همینطور است؟! آیا راه خدا هم اینقدر پیچ و کش و قوس دارد؟! آیا راه خدا هم این شخص و آن شخص دیدن دارد؟! آیا اینجا هم باید فلان آقا را ببینید و قبلاً وقت و فرصت بگیرید و آنها هم بگویند که بیشتر از پنج دقیقه ملاقات ممنوع است و نباید شش دقیقه بشود؟!
در جلسات قبل عرض کردیم که ارتباط انسان با پروردگار، ارتباط تکوینی است نه تشریعی!1 ارتباط و ربط تشریعی، ربط اعتباری است؛ و این ربط گاهیاوقات هست و گاهیاوقات نیست. مثلاً امروز منشی زید بن ارقم است، فردا او را تعویض میکنند و عمرو بن خالد منشی میشود، پسفردا عوض میشود و شخص دیگری جایگزین او میشود؛ امّا دربارۀ پروردگار، راه انسان راه سرّ است و راه سرّ، دیگر حاجب و مانعی ندارد!
حالات امام سجّاد علیه السّلام در مناجات با پروردگار
- . همین کتاب، ص 397 و 421.

